نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵ صامت بروجردی

صامت بروجردی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دو شینه دل از دوری دلبر گله می‌کرد

تنگ از طمع وصل بخود حوصله می‌کرد

از آمد و شد گشت چنان قاصد آهم

کز ضعف تو گویی طلب راحله می‌کرد

هر دم بسر کوی تو از بیم رقیبان

چون چله نشین ورد زبان به سلمه می‌کرد

گر سخت نبد جان ز چه از رفتن جانان

اندر قفس تن قدمی فاصل می‌کرد

می‌دید مرا پای دل از گریه به گل باز

از زلف چه زنجیر چرا سلسله می‌کرد

دیشب که جرس هم نفس ناله ما بود

از زمزمه خون در جگر قافله می‌کرد

نو شیفته همره ما بود که امشب

تا آخر منزل سخن از ممشبه می‌کرد

هر لحظه کنم روی به یک سوی چه می‌بود

گر عشق مرا عازم یک مرحله می‌کرد

در عشق چو (صامت) نبرد صرفه بجز غم

ای کاش که این آرزو از سریله می‌کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد دوری معشوق و غم جدایی خود گله می‌کند. او به حس بی‌قراری و longing خود اشاره دارد و بیان می‌کند که دلش به شدت تنگ شده و آرزوی وصال معشوق را دارد. شاعر با توصیف لحظات پر از عشق و گریه، از رنجی که در absence معشوق می‌کشد سخن می‌گوید. همچنین، شاعر به حسرت و آرزوی بی‌پایان خود نسبت به عشق و وصال معشوق اشاره می‌کند و از ناامیدی در این مسیر می‌گوید. در نهایت، او به قدرت عشق و تأثیر آن بر زندگی‌اش تأکید می‌کند.