نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ - ورود اسرا در شام خراب صامت بروجردی

صامت بروجردی / مختصری از اشعار افصح الشعراء (میرزا حاجب بروجردی) / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو کرد قافله به یکسان به شام ورود

نمود صبح قیامت به چشم خلق قیام

هر آنچه بر سر آل علی گذشت ز جور

نمود تازه دگر باره عهد خود ایام

یکی به عیش که آل علی قتیل شدند

یکی بنوش که ما را زمانه گشت به کام

لباس نو همه بر تن ز اطلس دیبا

به کف خضاب چو کف الخضیب بسته تما

ز یک طرف سر بی‌چادر حریم رسول

ز جانبی به تماشاهم از خواص و عوام

ز قید سلسله مجروح گردن بیمار

شده ز جور رسن خسته بازوی ایتام

یکی به چوب ستم می‌زدی به فرق زنان

یکی ز آتش نی ریختی بهر دور بام

چسان گذشت به عابد که دید راس پدر

نشان سنگ جفا شد به شام غم انجام

نه کس که بر سر کلثوم افکند معجر

نه دادرس که به آن کودکان کند اطعام

جهان گرفت چنان تنگ بر حریم رسول

که گوئیا شده راحت بدان گروه حرام

به صدهزار تعب اهل بیت بی‌کس را

به وقت شام بدادند در خرابه مقام

ز بی‌وفایی دنیا همین بس است که رفت

به بزم کفر سر شاه کشور اسلام

نشسته بود به کرسی زر یهود و مجوس

ستاده بود بپا عابدین امام انام

چه گویم آه که کفر یزید شوم چه کرد

بچوب خیزر و لعل لب شریف امام

بس است شرح غم شام سر مکن (حاجب)

که نی به جسم توان ماند و نه بدل آرام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره وقایع دردناک و مصیبت‌بار واقعه عاشورا و پس از آن است. شاعر به توصیف حال و روز خاندان علی (ع) می‌پردازد که پس از شکست و در موقعیت سختی به شام برده می‌شوند. او به مظلومیت زنان و کودکان آل علی (ع) اشاره می‌کند و از ستمی که به آن‌ها روا داشته شده، سخن می‌گوید. توصیف می‌شود که در حالی که دشمنان جشن و سروری دارند، اهل بیت (ع) تحت فشار و ضرب و شتم قرار دارند و هیچ کس نیست که به آن‌ها کمک کند یا از آن‌ها حمایت کند. پایان شعر نشان می‌دهد که دنیا چقدر بی‌وفا است و چگونه اهل بیت (ع) در مظلومیت و رنج به سر می‌برند.