نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ - و برای او همچنین صامت بروجردی

صامت بروجردی / کتاب المراثی و المصائب / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

فغان که دهر به جز شور و انقلاب ندارد

ز ظلم بر شه لب تشنه اجتناب ندارد

به زیر تیغ حسین با گلوی خشک حسد بین

روا به سبط نبی نیم جرعه آب ندارد

مگر به دشت نجف شیر حق‌کننده خیبر

خهبر ز حال حسینش ابوتراب ندارد؟

صبا برو به نجف گوی با پسرعم احمد

بیا که زخم حسینت دگر حساب ندارد

تنی که داشت شرف بر جهان عرش ملایک

ببین که سایه بجز تاب آفتاب ندارد

تنی که بود مقامش به دوش پیغمبر

کفن به جسم خود اندر سر تراب ندارد

صبا برو به مدینه بگو به حضرت زهرا

بیا که زینب بی‌کس به رخ نقاب ندارد

بیا ببین که سکینه ز کعب نیزه و سیلی

توان و تاب شکایت به نعش باب ندارد

اگرچه کشتن اکبر ربوده صبر ز لیلا

خبر ز بستن بازوی در طناب ندارد

اگرچه ز غم عباس شد کمان قد کلثوم

خبر ز شام و دف و بربط و رباب ندارد

اگرچه فاطمه بنشسته در مصیبت قاسم

خبر زرفتن در مجلس شراب ندارد

به روی نیزه سرشار در تلاوت قرآن

خبر ز چوب یزید از ره عتاب ندارد

ز چند لشگر غم صفت‌زده برابر (صامت)

دگر به دهر تمنای خورد و خواب ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به مصائب و مظلومیت امام حسین (ع) و خانواده‌اش در واقعه عاشورا اشاره می‌کند. او از ظلم و ستمی که به حسین و یارانش روا داشته شده، گلایه می‌کند و تأکید می‌کند که شرایط دردناک و غم‌انگیز آنها قابل تصور نیست. از خشکی لب‌های حسین در زیر تیغ دشمنان و نبود آب برای او سخن می‌گوید و به مظلومیت زینب و سکینه اشاره می‌کند که در فقدان پدر و برادران خود داغدار هستند. شاعر به مقامات بلند امام حسین و ناتوانی در بیان درد و رنج خود اشاره کرده و به وضوح ظلم یزید و یارانش را تصویر می‌کند، در حالی که زندگی و آسایش دیگران در دنیای پر از غم او قابل تصور نیست. به طور کلی، این شعر بازتابی از اندوه و شکست و فقدان در کربلا است.