نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷ - در مصائب عاشورا صامت بروجردی

صامت بروجردی / کتاب المراثی و المصائب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می‌زند امروز بر سر بوتراب از یک طرف

گرید از غم حضرت ختمی‌مآب از یک طرف

چار ارکان در تنزلزل شش جهت در اضطراب

نه فلک افتاده اندر انقلاب از یک طرف

پاره پاره بر زمین جسم عزیز فاطمه

تیر یک جاه نیزه یک سو آفتاب از یک طرف

اصغر بی‌شیر یک جا تیر پران در گلو

مادرش در آه و افغان چون رباب از یک طرف

همچو اشک چشم زینب موج زن آب فرات

آل حیدر تشنه یک قطره آب از یک طرف

قاسم داماد یک جا زیر سم اسبها

نوعروس از خون او بر کف خضاب از یک طرف

بر بهار آل پیغمبر شده فصل خزان

گل ز یک جا غارت گلچین گلاب از یک طرف

گیسوی مشکین اکبر یک طرف در خاک و خون

قلب لیلا مضطرب در پیچ و تاب از یک طرف

زیر چتر زر و یک سو زاده سعد لعین

عابد نالان ز سوز تب و تاب از یک طرف

حسرت مرگ جوانان در دل زهرا بخلد

زاده مرجانه دون کامیاب از یک طرف

خار راه شام برپا کودکان در بدر

بازوی کلثوم و زینب در طناب از یک طرف

از کجا (صامت) برد جان بعد از این درد زیاد

گریه یک جا ناله یک سو اضطراب از یک طرف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف درد و غم ناشی از واقعه عاشورا می‌پردازد. او به تصویر کشیدن حال و هوای روز عاشورا، حوادث تلخی که به خانواده پیامبر اکرم (ص) و به‌ویژه حضرت فاطمه (س) و فرزندانش وارد می‌شود، می‌پردازد. او به توالی مصیبت‌ها از جمله شهادت امام حسین (ع)، غم مادران، و بی‌آبی کودکان اشاره می‌کند. فضای شعر پر از تألم و اضطراب است و مفهوم فقدان و سوگواری در آن به خوبی آشکار است. در نهایت، شاعر بر درد و رنج عمیق این خانواده تأکید می‌کند و به حال پریشان آن‌ها در این روز غم‌انگیز اشاره می‌کند.