شمارهٔ ۴۷ - و برای او همچنین صامت بروجردی
صامت بروجردی / کتاب المراثی و المصائب / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
شنیدهای که حسین جا به کربلایی داشت
ندیدهای که چه رنج و چه ابتلایی داشت
شنیدهای که لبش تر نشد ز آب فرات
ندیدهای که چه آه شرر فزائی داشت
شنیدهای که گلستان دین خزان گردید
ندیدهای که چه گلهای باصفایی داشت
شنیدهای که سوی حجله رفت دامادی
ندیدهای که به کف خود چسان حنائی داشت
شنیدهای که صغیری ز تیر شد مدهوش
ندیدهای که چه افغان دلربایی داشت
شنیدهای که حسین شد قدش کمان اما
ندیدهای که چه گلبانگ و اخائی داشت
شنیدهای علی اکبرش ز زین افتاد
ندیدهای که چه گلبانگ و اخائی داشت
شنیدهای که علیاکبرش ز زین افتاد
ندیدهای که چه فریاد و ابایی داشت
شنیدهای تو که خنجر سر حسین نبرید
ندیدهای که چه فریاد وا ابایی داشت
شنیدهای تو که خنجر سر حسین نبرید
ندیدهای که چه سر از قفا جدایی داشت
شنیدهای تو که شد کوفه منزل زینب
ندیدهای که چه مخلوق بیحیایی داشت
شنیدهای که یتیمی پیاده رفت به شام
ندیدهای که سر خارها چه پایی داشت
شنیدهای تن سجاد بد ز غم پر تب
ندیدهای که سر خارها چه پایی داشت
شنیدهای که حسین شد سرش نهان به تنور
ندیدهای که به طشت طلا چه جایی داشت
شنیدهای که نبودش به دهر نوحهگری
ندیدهای که (صامت) سخنسرایی داشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مظلومیت و رنجهای حسین (ع) در واقعه عاشورا و پس از آن میپردازد. شاعر به شنونده یادآوری میکند که بسیاری از مصائب حسین (ع) تنها در شنیدهها باقی مانده و عمق درد و رنجی که او و خانوادهاش متحمل شدند، قابل قیاس با آنچه که گفته میشود نیست. شعر به تصاویری از عدم آبخوردن حسین (ع)، فریاد و زاری خانوادهاش، سقوط علیاکبر از زین، و یتیمی کودکان اشاره میکند و میخواهد نشان دهد که وقایع عاشورا عمیقتر از آن است که تنها با کلمات بیان شود؛ تصویری از شجاعت، وفاداری و مظلومیت حسین و یارانش را ترسیم میکند. شاعر با استفاده از تصویرسازیهای قوی، احساسات عمیق و غم را به تصویر میکشد و بر زوایای پنهان این واقعه تأکید میکند.