نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷ - فی المرثیه صامت بروجردی

صامت بروجردی / کتاب المراثی و المصائب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یا رسول الله حسینت بر زمین افتاده است

بر زمین کربلا از صدر زین افتاده است

مانده در عالم شه دین بی‌مدد کار و غریب

کار او با ناله هل من معین افتاده است

احتیاج حنجر خشک حسین تشنه‌لب

در جهان با خنجر شمر لعین افتاده است

نزد دشمن از برای خواهش آب روان

احتیاج خسرو آب آفرین افتاده است

از غم افتاده عامه از فرق حسین

تاج عزت از سر روح‌الامین افتاده است

غافلی از آتشی کاندر خیام وی زدند

کاتش اندر خرمن دین مبین افتاده است

تا سحرگاه قیامت قابل تعمیر نیست

این شکستی را که اندر پشت دین افتاده است

آنکه کرده خضر را سیراب از آب حیات

تشنه بی‌سر در لب آب معین افتاده است

چون کند با این غم و اندوه کز روز ازل

قرعه اقبال (صامت) اینچنین افتاده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره مصائب امام حسین (ع) در واقعه عاشورا است. شاعر به وصیت به پیامبر (ص) اشاره می‌کند و از وضعیت سخت و پریشان حسین در کربلا سخن می‌گوید. او به تنهایی و غریبی حسین اشاره کرده و از نیاز او به کمک و آب سخن می‌گوید. همچنین، غم و اندوه عمومی مردم را از اوضاع حسین و ناتوانی آنها در یاری او توصیف می‌کند. شاعر به عظمت مقام حسین و افتادن تاج عزت از سر روح‌الامین اشاره کرده و بر اثرات مصیبت کربلا بر دین اسلام تأکید می‌کند. او همچنین به این نکته می‌رسد که چگونه حسین با وجود همه بدبختی‌ها، در بالای فرات از آب محروم مانده است. شاعر به این موضوع می‌پردازد که این غم و مصیبت از روز ازل پیش‌گویی شده و نشان‌دهنده شرایط سخت و غم‌انگیز حسین در تاریخ است.