نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰ - و برای او همچنین صامت بروجردی

صامت بروجردی / کتاب المراثی و المصائب / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کسی که در غم شاه شهید گریانست

به درد معصیتش اشک دیده درمانست

عزای خسرو لب تشنه کی رود از یاد

همیشه اشک محبان به فکر طوفان است

تنی که بر سر دوش رسول ماوی داشت

به خاک ماریه افتاده عور و عریانست

به جای غسل سرنعش شاه تشنه جگر

هنوز تو سن اعدا بکار جولانست

صبا به حضرت زهرا بگو که نعش

فتاده بی‌سروصدا پاره دربیابانست

کسی ز شربت آبی نکرد یاری او

به کوفیان لعین با وجود مهمانست

گلوی خشک سرش از بدن جدا کردند

کسی نگفت که این تشنه لب مسلمانست

دل کسی به یتیمان آن جناب نسوخت

نگفت آل علی مستحق احسانست

ز شرح ماتم مظلوم کربلا (صامت)

همیشه خون گر و درهم و پریشانست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره غم و اندوهی است که بر مصیبت‌های امام حسین (ع) و کربلا نازل شده است. شاعر از درد و اندوهی سخن می‌گوید که دل‌های محبان را تسخیر کرده و تأکید می‌کند که هیچ چیزی نمی‌تواند یاد امام حسین (ع) را از یادها ببرد. او به وضعیت جان‌باخته‌اش اشاره می‌کند که چقدر بدور از احترام و در شرایطی فجیع به زمین افتاده است. همچنین، شاعر از نحوه‌ی بی‌توجهی مردم، به ویژه کوفیان، در برابر رنج و تشنگی امام حسین و یارانش گلایه می‌کند و به نبود همدردی و احسان در آن شرایط اشاره دارد. در کل، شعر بیانگر عمق مصیبت و مظلومیت امام حسین و وضعیت دردناک او و یارانش در کربلاست.