شمارهٔ ۴ - و برای او همچنین صامت بروجردی
صامت بروجردی / کتاب المناجات با قاضی الحاجات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یا رب اگر ز کرده ما پرده وا کنی
ما را به خجلت ابدی مبتلا کنی
ابلیسوار جامه طغیان به بر کند
گر یک نفس به خویش کسی را رها کنی
هر کس به جان خویش جفا بیشتر کند
به روی تو بیشتر ز ترحم وفا کنی
روزی دهی به مردم بیگانه صد هزار
کز صدهزار یک نفری آشنا کنی
از فعل خویش عارف و عامی کنند شرم
روزی که دستگاه عدالت به پا کنی
کسرا مجال چون و چرا در بر تو نیست
با بندگان هر آنچه نمایی بجا کنی
گر گبر رو کند به درت بهر التجا
هر دم ز مهر حاجت او را روا کنی
هر کس به هر لباس که با عجز و التماس
در حضرت تو رو کند او را رضا کنی
چندین هزار مجرم و عاصی و روسیاه
در یک نفس ز آتش دوزخ رها کنی
غیر از تو نیست راه پناهی برای خلق
باید تو روی لطف به احوال ما کنی
جز تو طبیب نَبُوَد به هر دو کون
این دردهای بیحد ما را دوا کنی
یا رب تو قبلهگاه امیدی و چون کنم
گر دست ما ز دامن لطفت جدا کنی
باشد امید ما به درت آن که جمله را
از دوستان درگه آل عبا کنی
اندر شمار ما همه را در صف شمار
از شیعیان پادشه لافتی کنی
در روز رستخیز قیامت شفیع ما
سر خیل کائنات و شه انبیاء کنی
شایسته محبت لطف تو گر نهایم
رحمی به ما به خاطر شیر خدا کنی
یا رب همین بس است تمنای ما که تو
هنگام مرگ مدفن ما کربلا کنی
در آفتاب گرم قیامت مقام ما
زیر لوای احمد صاحب لوا کنی
از لطف بیحساب تو یا رب بعید نیست
گر رحمتی (به صامت) بیدست و پا کنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خداوند درخواستهایی دارد و به حال خود و دیگران میپردازد. او از خدا میخواهد که اگر پردهها را کنار بزند، او و دیگران در عذاب شرم قرار نگیریم. شاعر به ابلیس و طغیان اشاره میکند و درخواست رحمت و بخشش برای خود و دیگران را دارد. او به کرامت و مهربانی خداوند اشاره میکند و میخواهد که خداوند به همه بندگان رحمت کند، حتی به مجرمان و عاصیان. در پایان، شاعر امید دارد که در روز قیامت شفیع او و دوستانش باشد و قبر او را در کربلا قراردهد. این درخواستها نشاندهنده ناچاری و نیاز انسان به الطاف الهی است.