نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ - و برای او فی النصیحه صامت بروجردی

صامت بروجردی / کتاب النصایح و التنبیه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بیا ای دل دمی بنشین و گوش هوش با من کن

ز دریای نصیحت گوهر غلطان به دامن کن

در این دشت مخوف هولناک پر خطر اول

ز خوف رهزنان دهر جان خویش ایمن کن

بیفشان در زمین سینه تخم معرفت آنگه

به روز تنگدستی حاصلی برچین و خرمن کن

کلام نیستی را نقش کن اندر نگین دل

وز آن خاتم سجل هستی خود را مزین کن

چرا آسوده‌ای مانند شیطان دشمنی داری

بنه تیر تفکر در کمان و رفع دشمن کن

ز قاف قاب قوسینت فراتر منزلی باشد

که می‌گوید که در این توده خاکی نشیمن کن

سرت را گر هوای سرفرازی باشد اندر سر

کمند منت دون همتان بیرون ز گردن کن

ندیدی رنگ زردی گر تو از بهتر طمع مردی

قبائی هست مردی بر تنت بر خویش احسن کن

تو ابرو را ز سختیهای این عالم مکن پُرچین

پس آنگه نرم با سرپنجه چون داود آهن کن

گل راحت نچیده در جهان جز لاله حسرت

تو هم چون جغد در ویرانه باش و ترک مسکن کن

اگرچه زنده‌ای خود را ز خیل مردگان بشمر

بیا بر روی نعش خویشتن بنشین و شیون کن

اگر یکرویی زال جهان را امتحان جویی

بیا یک لحظه پشت خود بدین مکار پُر فن کن

ز اشک شرمساری روغنی ترتیب ده هر شب

چراغی در شبسان وجود خویش روشن کن

چنان پندار کاینک موسم یوم‌الحساب آمد

تو پیشاپیش جمع دخل و خرج خود معین کن

لباسی خوش‌نماتر از لباس عیب پوشیدن

نباشد ورنه می‌گفتم تو او را کسوت تن کن

کریمست و کریمان جهان را دوست می‌دارد

تو خود را متصف بر هر صفحات حی ذوالمن کن

اگر عمر درازی چون مسیحا در نظر داری

نخواهی نیم ره گر بر زمانی ترک سوزن کن

در این دنیا که مالش مار و جاهش چاه می‌باشد

ز چاه سرکشی خود را برون مانند بیژن کن

چو آخر خاک می‌گردد اگر لاغر اگر فربه

تو تن از خوردن مرغ و مسمی بی‌مسمن کن

ندارد قابلیت اینقدر یک مشت خاک ما

منیت را ز سر بگذار و کم دعوی من من کن

چرا از همرهان خویش بر جا مانده‌ای «صامت»

به طی منزل و مقصود لختی گرم توسن کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوت به تفکر و خودآگاهی است. شاعر از دل می‌خواهد که در آرامش بنشیند و به نصیحت‌های زندگی گوش دهد. او به مخاطب یادآوری می‌کند که در این دنیای پرخطر باید از خود محافظت کند و در زمان‌های سخت، دانش و معرفت را در دل خود بکارگیرد. شاعر به تامل در وجود انسانی کرد، و بر اهمیت تعالی روح و هدف‌گذاری در زندگی تأکید می‌کند. او از انتظار بی‌عملی انتقاد کرده و می‌گوید که باید فعال و خلاق بود و از فرصتها به خوبی استفاده کنیم. در نهایت، او به یادآوری می‌پردازد که این جهان زودگذر است و باید به خود و اعمالمان توجه کنیم تا در روز حساب دچار شرمساری نشویم.