نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ - و برای او صامت بروجردی

صامت بروجردی / کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) / وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)

چون آلِ طاها، از جورِ ایام

گشتند وارد، در کشورِ شام

گفتا سکینه، در محضرِ عام:

«ای خلقِ بی‌رحم! ای قومِ بدنام!»

(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)

(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)

ما عینِ قبله، اصلِ نمازیم

سلطانِ یثرب، شاهِ حجازیم

از حکمِ قرآن، ما سرفرازیم

در کشورِ دین، در مُلکِ اسلام

(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)

(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)

ما کاندر این شهر، زار و ملولیم

از محیطِ وحی، از بیتِ الهام

(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)

(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)

خوش می‌نوازید، نای و نقاره

گردیده بر ما، گرمِ نظاره

خوش پردهٔ شرم، کردید پاره

بر آلِ یاسین، دادید دشنام!

(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)

(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)

با سینهٔ ریش، با قلبِ پُر‌غم

با سَرِ عریان، با چشمِ پُر‌نم

ما را نمودند، سرگَردِ عالم

از کثرتِ بغض، از رویِ ابرام

(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)

(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)

روزی که قرآن، گردید نازل

بر حرمتِ ما، می‌بود شامل

ما را خرابه، دادید منزل

از جایِ حرمت، از بهرِ اکرام!

(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)

(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)

آخر غریبیم، ما آلِ حیدر

در کشورِ شام، ای خلقِ کافر!

تا چند ما را، ریزید بر سر

خاکستر و سنگ، از پشتِ هر بام؟

(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)

(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)

در این ولایت، ما میهمانیم

چون طایرِ دور، از آشیانیم

تا کی بر افلاک، شیون رسانیم

از نالهٔ صبح، از گریهٔ شام؟

(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)

(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد) گردم شب و روز، در ناله چون نی

مانند «صامت»، شد عمرِ من طی

در محنت و رنج، در حُزن و آلام

(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)

(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حال و روز آل طاها (خاندان پیامبر اسلام) پس از واقعه عاشورا در کشور شام می‌پردازد. در این قصیده، سکینه (فرزند زینب و خواهر حسین) در جمع مردم سخن می‌گوید و از ظلم و ستمی که به آن‌ها روا داشته شده، گلایه می‌کند. او بر رحمت و مقام بلند خاندان پیامبر تأکید می‌کند و به آنها یادآوری می‌کند که آنها از نسل پیامبر اسلام هستند و در محنت و رنج به سر می‌برند. سکینه ابراز می‌کند که آن‌ها در این شهر غریب و بی‌خانمان هستند و ناله و شیون آن‌ها منعکس‌کننده درد و رنجشان است. این شعر به طور کلی به مظلومیت و سرشکستگی اهل بیت پیامبر و مشکلاتی که با آن‌ها مواجه بودند، می‌پردازد.