نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۰ سنایی

سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو خواهم کرد زرق و هزل و ریواس

نخواهم نیز عاقل بود و فرناس

مرا چون نیست بر کس هیچ تفضیل

چه خواهم کرد زهد و فضل عباس

بیاور طاس می بر دست من نه

به جای چنگ بر زن طاس بر طاس

قرین و جنس من خمار و مطرب

بسنده‌ست از همه اقران و اجناس

مرا باید خراباتی شناسد

خطیب و قاضیم گو هیچ مشناس

می است الماس و گوهر شادمانی

نگردد سفته گوهر جز به الماس

می و معشوق را بگزین به عالم

جز این دیگر همه رزق است و ریواس

چه خواهم برد از دنیا به آخر

دلی پر حسرت و یک جامه کرباس

چه گویید اندرین معنی که گفتم

اجیبوا ما سالتم ایها الناس

رفیقا جام می بر یاد من خور

که زیر آسیای غم شدم آس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زندگی و لذت‌های دنیوی سخن می‌گوید و به تنهایی و عدم اهمیت به عقل و دیانت اشاره می‌کند. او از دوست می‌خواهد که طاس می را در دستش بگذارد تا به جای ساز و نوا، از شراب لذت ببرد. شاعر بر این باور است که در دنیا چیزی جز شادمانی و عشق نمی‌خواهد و از زندگی مادی و زهد دست می‌کشد. او می‌گوید که در نهایت، آنچه به همراه می‌برد تنها یک دل پر حسرت و لباس ساده‌ای است. از دیگران می‌خواهد که به یاد او جام می‌نوشند، چرا که تحت فشار غم قرار گرفته است.