شمارهٔ ۱۳ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای که هفت اقلیم و چار ارکان عالم را به علم
همچو هفت آبا تو دربایی و چون چار امهات
هفت ماه آمد که از بهر تقاضای صلت
کردهام بر درگهت چون دولت و دانش ثبات
بارها در طبعم آمد کان چو گوهر شعرها
از زکات شعر گیرم تا مگر یابم نجات
باز گفتم کابلهی باشد که در دیوان شرع
چون مجرد باشد از زر نیست بر گوهر زکات
تا بیابی گر بخواهی از برای حج و غزو
در مناسک حکم حج واندر سیر رسم غزات
دشمن جاه تو بادا پی سپر همچون منا
حاسد صدر تو بادا سرنگون همچون منات
تا بدان روزی که قاضی خلق باشد پادشا
در جهان دین تو باشی مفتی و اقضی القضات
باد صد چندین ترا عمر ای فتی تا از سخات
این امید از تو وفا گردد مرا پیش از وفات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به قدرت و علم خداوند اشاره میکند و او را به عنوان پروردگار هفت اقلیم و چهار رکن عالم معرفی میکند. شاعر از خداوند درخواست میکند که او را در مسیر شاعری یاری کند تا از مشکلات و نجات یابد. او همچنین بر اهمیت زکات شعر و تاکید بر خلوص نیت برای دستیابی به هدفهای بزرگ نظیر حج و جهاد اشاره دارد. شاعر آرزو میکند که در روزی قاضی و مفتی باشد و عمر طولانی و پرثمری از خداوند میخواهد تا بتواند به افراد نیازمند کمک کند. در نهایت، امید او این است که پیش از مرگش خواستههایش از سوی خداوند برآورده شود.