شمارهٔ ۱۳۵ - این قطعه را بر گور نظام الملک محمد نوشتند سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
صد گونه شراب از کف اقبال چشیدیم
آن جای که ابرار نشستند نشستیم
وان راه که احرار گزیدند گزیدیم
گوش خود و گوش همه آراسته کردیم
از بس سخن خوب که گفتیم و شنیدیم
از روی سخا حاصل ده ملک بدادیم
با اسب شرف منزل نه چرخ بریدیم
ناگاه بزد مقرعهٔ مرگ زمانه
ما نای روان رو سوی عقبی بدمیدیم
دیدیم که در عهدهٔ صد گونه وبالیم
خود را به یکی جان ز همه باز خریدیم
پس جمله بدانید که در عالم پاداش
آنها که درین راه بدادیم بدیدیم
دادند مجازات به بندی که گشادیم
کردند مکافات به رنجی که کشیدیم
ما را همه مقصود به بخشایش حق بود
المنةلله که به مقصود رسیدیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به تجربههای زندگی و مشکلاتی که پشت سر گذاشته اشاره میکند. او میگوید که در سفر زندگی، خوشیها و تلخیهای زیادی را چشیده و در کنار انسانهای نیکوکار نشسته است. وی به گفتن و شنیدن سخنان شیرین پرداخته و از مهر و بخشش سخاوتمندانه برخوردار شده است. اما ناگهان مرگ را که مانند قرعهای ناگهانی است، احساس میکند و به این نتیجه میرسد که پاداش خود را برای سختیها و رنجهای تحمل شده دریافت کرده است. در نهایت او به هدف نهایی، که بخشایش و رحمت الهی است، دست یافته و از این موفقت سپاسگزاری میکند.