شمارهٔ ۱۵۳ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای خرد را جمال و جان را زین
ذکر و شعر توام چو دین و چو دین
به دو وزنم ستوده در یک بیت
به دو بحر آب داده از یک عین
من ز شعر تو دیده موسیوار
در یکی بیت مجمعالبحرین
بلبلم خواندهای و سیمرغم
من خود از ناقصی غربالبین
پیش چشم و دل عزیز توام
چون همی بینیم به رای العین
گر نیایم بگو سنایی کو
که کسی عین را نگوید «این»
واحدم خواندهای گرم بیند
پشت ایام خواندم اثنین
توبه کردم که پیش کس نشوم
خاصه در حربگاه بدر و حنین
توبه مشکن مرا که شیطانی
باشد از زادهٔ شهابی شین
آب حیوان چو یافت آتش خضر
کم گراید به باد ذوالقرنین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و اهمیت خرد و شعور اشاره دارد و بیان میکند که ذکر و شعر، همانند دین، نقش مهمی در زندگی انسان دارند. شاعر خود را در یک بیت، در دو وزن مختلف ستوده و خود را مانند موسی در منظر خالق میبیند که دریای معانی را در یک بیت جمع کرده است. او به تمثیل بلبلی و سیمرغی اشاره میکند و نشان میدهد که خود را ناقص در این راه میبیند. شاعر از دل و چشم عزیز معشوق سخن میگوید و میخواهد که اگر نیاید، نام او را ببرند. همچنین به توبه و دوری از گناه اشاره میکند و از مشروط بودن توبهاش میگوید. در نهایت، به آتشی که از آب حیات خضر نشأت میگیرد اشاره دارد و نسبت به گذر زمان و تغییرات آن تامل میکند.