شمارهٔ ۱۶۶ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای تیر غم و رنج بسی خورده و برده
واقف شده بر معرفت خرقه و خورده
بر ظاهر خود نقش شریعت بگشادم
در باطن خود حرف حقیقت بسترده
با هستی خود نرد فنا باخته بسیار
صد دست فزون مانده و یک دست نبرده
در آرزوی کوی خرابات همه سال
اول قدم از راه خرابی بسپرده
ایمن شده از عمر خود و گشت شب و روز
در بیخردی کیسه به طرار سپرده
ور زان که ترا نیستی ای خواجه تمناست
هان تا نکنی تکیه بر انفاس شمرده
زان پیش که نوبت به سر آید تو در آن کوش
تا مردهٔ زنده شوی ای زندهٔ مرده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان رنجها و دردهایی میپردازد که شاعر تجربه کرده است. او به شناخت عمیقتری از دین و حقیقت رسیده و تفاوت بین ظاهر شریعت و باطن حقیقت را درک کرده است. شاعر در مسیر شناخت و تجربه فنا بوده و سالها در جستجوی کمال و ویرانیهای درونش تلاش کرده است. او از عمر خود مطمئن نیست و به بیخبری خود اذعان دارد. در نهایت، شاعر از مخاطب میخواهد که قبل از پایان عمر به دنبال حقیقت برود و خود را از بندهای زندگی مادی آزاد کند.