نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵ سنایی

سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چرا نه مردم دانا چنان زید که به غم

چو سرش درد کند دشمنان دژم گردند

چنان نباید بودن که گر سرش ببرند

به سر بریدن او دوستان خرم گردند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به نقد اجتماعی می‌پردازد و می‌گوید که چرا افراد با فرهنگ و دانا وقتی دچار غم و درد می‌شوند، باید دشمنانشان شاد شوند. او این وضع را نادرست می‌داند و بیان می‌کند که نباید به گونه‌ای باشد که وقتی کسی آسیب ببیند، دوستانش خوشحال شوند. در حقیقت، او خواهان همدلی و همراهی در زمان سختی‌هاست.