شمارهٔ ۸۲ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
عزیز عمر چنان مگذران که آخر کار
چو آفتاب تو ناگاه زیر میغ آید
هر آنکه بشنود احوال تو در آن ساعت
به خیر بر تو دعا گفتنش دریغ آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیت، شاعر به عزیز عمر هشدار میدهد که زندگی را به گونهای نگذرانند که ناگهان به پایان برسد، مانند آفتابی که به ناگه زیر ابر میرود. همچنین اشاره میکند که وقتی دیگران از حال او باخبر شوند، در آن لحظه ممکن است با اندوه و ناراحتی به دعا برای او بپردازند. به طور کلی، شعر به مراقبت از زندگی و درک ارزش آن تأکید دارد.