نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴ سنایی

سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مبر تو رنج که روزی به رنج نفزاید

به رنج بردن تو چرخ زی تو نگراید

چو روزگار فرو بست تو از آن مندیش

که آنگهی که بباید گشاد بگشاید

چو بسته‌های زمانه گشاده خواهد گشت

چنان گشاید گویی که آن چنان باید

وگر نیاز برد نزد همچو خویشتنی

از آن نیاز اسیر و ذلیل باز آید

چو اعتقاد کند گر کسش نیاید هیچ

خدای رحمت پس آنگهیش بنماید

به دست بنده زحل و ز عقد چیزی نیست

خدای بندد کار و خدای بگشاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مفهوم صبر در برابر مشکلات و سختی‌ها می‌پردازد. شاعر تأکید می‌کند که نباید به رنج و سختی‌ها توجه کرد، زیرا روزی این مشکلات به پایان می‌رسند. او می‌گوید که زمان با چرخش خود، مشکلات را حل می‌کند و شرایط بهبود می‌یابد. به همین دلیل، نباید در میانه مشکلات ناامید شد و باید به رحمت و مدد خداوند ایمان داشت، زیرا اوست که گره‌ها را باز می‌کند و زندگی را تغییر می‌دهد. در نهایت، پیام شعر بر امید و اعتماد به خداوند در شرایط سخت تاکید دارد.