شمارهٔ ۸۹ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
کسی کز کار قلاشی برو بعضی عیان گردد
گمان او یقین گردد یقین او گمان گردد
نشانی باشد آنکس را در آن دیده که هر ساعت
نشان بینشانی را نشان او نشان گردد
به گاه دیدن از دیدن به گاه گفتن از گفتن
چو کوران بیبصر گردد چو گنگان بیزبان گردد
نهان گردد ز هر وضعی که بود آمد چه بود او را
پس آنگه از نهان گشتن بر او وضعی عیان گردد
چنان گردد حقیقت او که وصف خلق نپذیرد
به پشت خاک هامون همچو پروین آسمان گردد
اگر معروف و مشکورست در راه دل و دیده
ز معروفی و مشکوری به مهجوری نهان گردد
اگر پابست سر گردد و گر دیده بصر گردد
سنایی وار در میدان همه ذاتش زبان گردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی انسانهایی است که به خاطر رفتارهای ناشایستشان، در نظر دیگران تغییر میکنند. گوینده به این موضوع اشاره دارد که شک و تردید دربارهی یک فرد، میتواند یقین و باورهای دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. از طرفی، انسانها در ارتباطات خود، مثل کوران و گنگان، به بیخبر بودن از حقایق دچار میشوند. در نهایت، فردی که به نوعی از حقیقت خود پنهان میشود، میتواند به گونهای برای دیگران شناخته شود که هیچ نام یا وصفی نتواند او را به درستی توصیف کند. اگر فردی مشهور یا محبوب باشد، ممکن است در عین حال به فراموشی بسپارد. در نهایت، شاعر به مفهوم وجود و حقیقت انسان میپردازد که در میدان زندگی خود، همچون زبان و گفتاری روشن میشود.