نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷۶ - التمثیل فی‌الذی هو یُطعمنی و یَسقین سنایی

سنایی غزنوی / الباب الاوّل: در توحید باری تعالی / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

باز را چون ز بیشه صید کنند

گردن و هردو پاش قید کنند

هر دو چشمش سبک فرو دوزند

صید کردن ورا بیاموزند

خو ز اغیار و عاده باز کند

چشم از آن دیگران فراز کند

اندکی طعمه را شود راضی

یاد نارد ز طعمهٔ ماضی

باز دارش ز خود پیاده کند

گوشهٔ چشم او گشاده کند

تا همه بازدار را بیند

خلق بر بازدار نگزیند

زو ستاند همه طعام و شراب

نرود ساعتی بی‌او در خواب

بعد آن برگشایدش یک چشم

در رضا بنگرد درو نه به خشم

از سرِِ رسم و عاده برخیزد

با دگر کس به طبع نامیزد

بزم و دستِ ملوک را شاید

صیدگه را بدو بیاراید

چون ریاضت نیافت وحشی ماند

هرکه دیدش ز پیش خویش براند

بی‌ریاضت نیافت کس مقصود

تا نسوزی ترا چه بید و چه عود

فرخ آنکو همه طعام و شراب

از مسبّب ستد نه از اسباب

رو ریاضت‌کش ارت باید باز

ورنه راه جحیم را می‌ساز

دیگران غافلند تو هُش‌دار

واندرین ره زبانت خامش‌دار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی باز و صید کردن آن است که به نوعی تمثیلی از زندگی و تربیت انسان‌ها می‌باشد. در این شعر بیان شده که چگونه باز را از طبیعت صید می‌کنند و آن را تربیت می‌نمایند تا به عادات و رفتارهای جدیدی عادت کند. به این ترتیب، انسان‌ها نیز باید تحت ریاضت و تربیت قرار گیرند تا از خواسته‌های بی‌فکر و عادات غلط رهایی یابند. شاعر به اهمیت یادگیری و پرهیز از منحرف شدن به عادات نادرست تأکید می‌کند و می‌گوید که زندگی باید بر پایه‌ی دانش و آگاهی باشد، نه بر اساس غفلت و طبع نامناسب. در نهایت، بر این نکته تأکید می‌شود که بدون تلاش و ریاضت، انسان به مقصود نخواهد رسید و باید از طعمه‌ها و وسوسه‌های غافل‌کننده دوری کند.