نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۷ - در طلب دنیا و غرور او گوید سنایی

سنایی غزنوی / الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

زینة اللّٰه نه اسب و زین باشد

زینة‌اللّٰه جمالِ دین باشد

مرده ای زان شدی اسیرِ هوس

دیده از مردگان کشد کرگس

در جهان منگر از پی رازش

چکنی رنگ و بوی غمّازش

که تو اندر جهان بدسازان

همچو رازی به دست غمازان

نیست مهر زمانه بی‌کینه

سیر دارد میان لوزینه

کی سزای جهان جان باشد

هرکرا روی دل به کان باشد

سرنگون خیزد از سرای معاد

هرکه روی از خرد نهد به جماد

هرکه اکنون درین کلوخین گوی

از نَبیّ و نُبی بتابد روی

چون قیامت برآید از کویش

روی باشد قفا قفا رویش

ای سنایی برای دین و صلاح

وز پی جُستن نجات و فلاح

همچو دریا چو نیست اینجا حُر

کام پر زهر باش و دل پر دُر

زانکه در جان به واسطهٔ اسباب

زفتی از خاک رُست و ترّی از آب

آدمی چون غلام راتبه شد

ژاژِ طیان به خط کاتبه شد

گرچه جان همچو آب پاک آمد

زر نگهدارتر ز خاک آمد

ورنه ارکان ز خاک پاکستی

زر نگهدارتر ز خاکستی

معطیان زفت و دل زحیر زده

دایه بیمار و طفل شیر زده

هرکه در زندگی بخیل بُوَد

چون بمیرد چو سگ ذلیل بُوَد

بیش از این بهر خواجه و مزدور

نتوان رفت در جوال غرور

تو مشو غرّه کو سیه چرده‌ست

کان سیاهه سپید بر کرده‌ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی مفاهیم دینی و اخلاقی می‌پردازد و بر اهمیت دوری از هوس‌ها و ظاهرگرایی تأکید می‌کند. شاعر به تمایز میان ظواهر فریبنده و واقعیت‌های درونی اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که زندگی پر از فریب و نیرنگ است. او تأکید می‌کند که انسان باید بر اساس اصول اخلاقی و دینی زندگی کند و از دنیا پر از حسد و کینه دوری کند. همچنین، بر لزوم جستجوی نجات و فلاح در زندگی تأکید می‌شود و به اجتناب از غرور و خودپسندی توصیه می‌کند. در این مسیر، او به ارزش‌های واقعی مثل ایمان و صداقت و پاکی روح اشاره دارد و بیان می‌کند که در نهایت، انسان‌های بخیل و خودخواه در زندگی و پس از مرگ به ذلت خواهند رسید.