نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۶ - اندر خوردن شراب و خواصّ آن گوید سنایی

سنایی غزنوی / الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

مر سران را چو طامع و می خوار

بهر چه دردسر دهم چو خمار

می چو با رسم در نهاد شود

آتش و خاک و آب باد شود

زان برو چار طبع دست نیافت

که سوی هیچکس به پا نشتافت

هست می در نهاد خود پیوست

در کف پای عقل و بر سر دست

شاه می بر جمال تن چیره‌ست

ماه عقل از کمال می خیره‌ست

مایهٔ سنگ گرم و سردان اوست

وز پی زر محکّ مردان اوست

از کف پُر ز معجز موسی

مرده زنده کنست چون عیسی

مرد را عقل دیده و دادست

غذی روح باده و بادست

زیرکان را درین سرای خراب

هیچ غمخواره‌ای مدان چو شراب

باده در پیش اندُه استاده است

زانکه غمخوار آدمی باده است

عقل را گر سوی تو هست شکوه

بادهٔ عقل دوست را منکوه

از تری تف نشان صفرا اوست

وز تبش نقش سوز سودا اوست

اندرین باغ خوب و راغ فلک

از پی جغد نفس و زاغ فلک

گُل چو بر دست مُل به بام دهد

تا بدو بوی خویش وام دهد

به مشام آنکه گل بینبوید

از مشامش نشاط دل روید

هست در راه فکرت عاقل

از پی کشف فطرت غافل

مدد عشرت جوان مردان

نقل حرّان و ناقد مردان

اندکی زو عزیز و تندارست

باز بسیار خوار ازو خوارست

تا تو او را خوری عزیزش دار

چون ترا او خورد بمانش خوار

دل به احکام دین سپردن به

باده خوردن ز وقف خوردن به

هر دو چون ره بگیردت به سراط

پس چه باده خوری چه وقف رباط

دیده‌ای کان ز طمع باشد پُر

کرده داند نشان پای شتر

آیت از روی برد و عقل از رای

تو سوی نان هنوز آتش پای

آنکه نان رست در دل و جانش

باده بی‌باده خورد مهمانش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تشریح اهمیت و اثر باده (شراب) و عقل در زندگی انسان‌ها می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که باده می‌تواند دردها و مشکلات زندگی را تسکین بخشد و تأثیر مثبتی بر روح و روان انسان‌ها داشته باشد. او به نقش عقل به عنوان یک نیروی هدایتگر اشاره می‌کند و آن را در کنار باده می‌یابد. شاعر تأکید می‌کند که عشق و شادی در زندگی انسان‌ها باید با درک و عقل همراه باشد و اشاره می‌کند که در این دنیا، بهترین چیزها، مانند شراب، باید با عقل و آگاهی بهره‌وری شوند. او همچنین به تضاد بین غم و شادی، و تأثیر باده بر احوال انسان می‌پردازد. در نهایت، شاعر نظر می‌دهد که هر دو باده و اعتقادات دینی می‌توانند انسان را به سراط مستقیم راهنمایی کنند و تأکید می‌کند که باید در زندگی به هر دو توجه داشت. در این شعر، پیام کلی آن است که عقل و عشق، در کنار هم، می‌توانند زندگی را غنی و پرمعنا کنند.