نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۸ - حکایت در ظالم و مظلوم سنایی

سنایی غزنوی / الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

کودکی با حریف بی‌انصاف

گفت کای سر به سر دغا و خلاف

تو درازی و نیز در یازی

پس همان به که گَوز کم بازی

اندرین شاهراه بیم و امید

دایهٔ جسم تست دیو سپید

شب و روز از پی غذای تنت

مانده پستان دیو در دهنت

که هوای هلاکت اندیشت

سر پستان سیه کند پیشت

کو یکی مادری که از سرِ درد

کودک از شیر باز داند کرد

کردت ارچه چو گَوز بُن گردن

شیرِ پستان غافلی خوردن

ناگهی بینی از درِ بستان

اجل آید سیه کند پستان

شیر خوردنت امل دراز کند

اجلت خو ز شیر باز کند

دل خورد شیر او چو گاو سبوس

نزد عامی چو پارسا سالوس

باز کن خو ز شیر خوردن پُر

طمع از شیر ماده گاو ببُر

بر سر پل دل وطر چه بُوَد

در سرای خطر بطر چه بُوَد

طین که ابلیس داشت از وی ننگ

تو چو دینش گرفته در بر تنگ

زآدمی قبله عقل و دین داری

نه نباتی که قبله طین داری

نبوی پیش جهل دست آموز

بر همه آرزو شوی پیروز

دل ز گل بگسل ار یقین داری

دور کن کین ز دل چو دین داری

گر تو در خطّهٔ خطر شب و روز

با خرد همچو طفل باز گَوز

خانهٔ جغد را بکوشیدی

به گچ و سنگ و نقش پوشیدی

سال طوفان و خانه آشفته

تو درو گاه مست و گه خفته

نه که چون ژاله‌ای فرو بارد

خانه را بر سرت فرود آرد

روز و شب گاه و بیگه از باران

غافل از راه آب و ناودان

چون ترا برد در سفر طوفان

بر تو خندند نقش و گچ پس از آن

بر دکان فریب و تلبیست

دست خوش یافتست ابلیست

هم ز دست خودت در این بنیاد

پای در گل بماند و سر بر باد

هست از او امر و نهی و آرو میار

از تو بیشه است عمر دست افزار

آنچه سود آید او برد به درست

وآنچه باشد زیان ز مایهٔ تست

ناگرفته به رشوت از دین نور

رایگان دیو را شده مزدور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن اشعار مثنوی در مورد کودکی است که با حریف نا منصفی روبرو می‌شود. کودک به حریف می‌گوید که با وجود قد بلند و مهارتش در بازی، او باید کمتر بازی کند تا آسیب نبیند. همچنین به خطرات و وحشت‌های زندگی اشاره می‌شود که شبانه‌روز دنبال انسان را می‌گیرد و مانند دیوی در کمین است. شاعر نصیحت می‌کند که انسان باید از وابستگی به زندگی راحت و لذت‌های زودگذر خودداری کند و به جای آن به حقایق زندگی و معنویات بپردازد. در نهایت، به خطری که از سوی ابلیس و دنائت‌های دنیا تهدید می‌کند، اشاره می‌شود و تأکید بر این است که انسان باید با خرد و آگاهی در زندگی خود پیش برود و از فریب‌ها و تله‌های دنیا دوری کند.