بخش ۹ - صفت مرگ شاهان فرس و بزرگان ایشان سنایی
سنایی غزنوی / الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
زان ملوک عجم که در تاریخ
بخردان راست موعظت توبیخ
زان سخنهای ملک کیخسرو
رستم زال و نیرم و جم و زو
آل گشتاسب و نامور لهراسب
وان همه علم و حکمت جاماسب
حال جمشید و حال افریدون
حال ضحاک کافر ملعون
سرگذشت سیاوش مظلوم
پدر بیحفاظ و آن زن شوم
حال اسفندیار و ظلم پدر
حال افراسیاب بسته کمر
رستم گرد و خدعهٔ سهراب
که جهان شد ز فعل هر دو خراب
زان جفاهای بهمن دانا
که چه کرد از خروج با دارا
زان ملوک طوائف عظما
که چهگونه شدند جمله هبا
حال فیروز و اردشیر عظام
اردوان دلیر با بهرام
زان خبرهای آل ساسانی
راندن کام دل به آسانی
زان خصال سکندر رومی
که برفت از جهان به محرومی
زان سیرهای یزدگرد عزیز
که شد از بخت بد همه ناچیز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی تاریخ و سرگذشت ملوک و شخصیتهای مهم ایرانی میپردازد. از جمله شخصیتهایی چون کیخسرو، رستم، جمشید، افریدون، ضحاک، سیاوش، اسفندیار، افراسیاب، بهمن و سکندر رومی. شاعر به حکمت و علم این شخصیتها و تاثیرات آنان بر سرنوشت مردم و سرزمین اشاره کرده و از ظلمها و جنایتهایی که برخی از آنان انجام دادهاند، یاد میکند. همچنین به سرنوشت افرادی چون یزدگرد و آل ساسانی که به دلیل بداقبالی به زوال رسیدند، اشاره دارد. این متن در واقع به نوعی موعظه و عبرتگیری از تاریخ با هدف یادآوری وقایع و پیامدهای آنهاست.