نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۵ - در عدل پادشاه و صفت آن سنایی

سنایی غزنوی / الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

عدل کن زانکه در ولایت دل

دَرِ پیغمبری زند عادل

در شبانی چو عدل کرد کلیم

داد پیغمبریش اله کریم

تا شبانی نکرد بر حیوان

کی شبان گشت بر سرِ انسان

عدل در دست آنکه دادگرست

ناوک مرگ را قوی سپرست

مرگ را هیچ ناید از عادل

زانکه دارد ز عدل عادل دل

شاه پُر دل ستیزه کار بود

شاه بد دل همیشه خوار بود

شاه عادل میان نیک و بدست

تیز و ظالم هلاک خلق و خودست

بر میانه بود شه عادل

نبود شیرخو نه اشتر دل

ملک را شاه ظالم پُر دل

به ز سلطان عاجز عادل

داد کس شاه عاجز با داد

نتواند ستد نه یارد داد

شاه جایر ز ملک و دین تنهاست

جان به انصاف طبع در تنهاست

دل شه چون ز عجز خونابه‌ست

او نه شاهست نقش گرمابه‌ست

عدل شه نعمت خداوندست

جور او پای خلق را بندست

شاه عادل چو کشتی نوحست

که ازو امن و راحت روحست

شاه جایر چو موج طوفانست

زو خرابی خانه و جانست

باشد اندر خراب و آبادان

عدل شه غیث و جور شه طوفان

طالب شاه عادلست جهان

تو نیت خوب کن جهان بستان

هرکه دارد به داد و دین عالَم

به خدا ار بود ز مَهدی کم

کو نه مهدی به سست عهدی شد

او بدین و به داد مَهدی شد

تو بری شو ز جور و بدعهدی

کافرم گر نخوانمت مَهدی

فرّ انصاف و زیب شید یکیست

بیخ بیداد و شاخ بید یکیست

ساختن راست شید بر گردون

سوختن راست بید بر هامون

با ستم سور مملکت شوریست

بی‌الف نقش داوری دوریست

پادشاه مسلّط و مغرور

از خدای و ز خلق باشد دور

از خدای و اجل بی‌آگاهی

ایمن از ناوک سحرگاهی

ای بسا تاج و تخت مرجومان

لخت لخت از دعای مظلومان

ای بسا رایت عدو شکنان

سرنگون از دعای پیرزنان

ای بسا تیرهای گنجوران

شاخ شاخ از دعای رنجوران

ای بسا نیزه‌های جبّاران

پار پار از دعای غم خواران

ای بسا باد و بوش تکسینان

ترت و مرت از دعای مسکینان

ای بسا بادگیر و طارم و تیم

زیر و بالا ز آب چشم یتیم

ای بسا رفته ملک پر هنران

زار زار از دعای بی‌پدران

آنچه یک پیرزن کند به سحر

نکند صد هزار تیر و تبر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به اهمیت عدالت در حکومت و تأثیر آن بر جامعه می‌پردازد. شاعر به نقش پادشاه عادل اشاره می‌کند و می‌گوید که عدالت باعث آرامش و امنیت مردم می‌شود. او به مقایسه شاهان عادل و ظالم می‌پردازد و تأکید می‌کند که شاه عادل مانند کشتی نوح است که مایه نجات و امنيت مردم است، در حالی که شاه ظالم مانند طوفانی است که زندگی و مالکیت مردم را ویران می‌کند. شاعر همچنین به دعاهای مظلومان و تاثیر آن‌ها بر سرنوشت ستمگران اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حتی یک دعای خالی از ستمکاران می‌تواند قوی‌تر از هر سلاحی باشد. در پایان، او به اهمیت نیت‌های خوب در برقراری عدالت و دین اشاره می‌کند و بر لزوم تلاش برای ایجاد جهانی عادل تأکید می‌ورزد.