نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۴ - در پند و نصیحت پادشاه گوید سنایی

سنایی غزنوی / الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

همه خلق آنچه ماده وانچه نرند

از درون خازنان یکدگرند

گر دهی نیک نیک پیش آرند

ور کنی بد بدی نگهدارند

زانکه از کوزه بهر عادت و خو

بترابد گلاب و سرکه درو

خویشتن را همی نکو خواهی

وز بد دیگران نه آگاهی

تو که از کرمکی بیازاری

چه کنی با دگر کسی ماری

صبر کن بر سفاهت جاهل

تا شوی سایس ولایت دل

پند عاقل به آخر کارت

کند ار کند تیز بازارت

هست پندت نگاه دارنده

همچو می ناخوش و گوارنده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به این موضوع می‌پردازد که همه انسان‌ها معادل یکدیگرند و درونیات هر فرد بر رفتار و خواسته‌های او تأثیر می‌گذارد. اگر نیکو رفتار کنی، خوب پاسخ خواهی گرفت و اگر بد عمل کنی، بدی‌ها را جذب خواهی کرد. مانند کوزه‌ای که بر اساس عادت‌اش، یا گلاب یا سرکه درونش می‌نشیند. همچنین هر فرد باید بر خود آگاه باشد و از آزار دیگران پرهیز کند. باید صبر کرد و از نادانی جاهلان دوری گزید تا بتوانی بر دل‌ها تأثیر بگذاری. بالاخره پند عاقلانه می‌تواند راهگشا باشد و نگهدارندۀ انسان در زندگی است، درست مانند می که گاهی ناخوشایند یا گواراست.