بخش ۲۸ - فی تقلیدالملک سنایی
سنایی غزنوی / الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
کس به تدبیر سفله ملک نراند
نامه در نور برق نتوان خواند
رای کم عقل نور برق بُوَد
خاصه جایی که بیم غرق بُوَد
شاه تا زفت و بیخرد نبود
جفت او خود وزیر بد نبود
شاه را آید ارچه شیر ژیان
روز نیک از وزیر بد به زیان
در مشورت نیافت کس مقصود
از دو بیاصل سست رای و حسود
زانکه در ملک از این دو ناهشیار
کرگس و جغد را برآید کار
تا دو نحس از چنین دو دیوانه
آن غذی یابد این دگر خانه
پیشکار ملوک بیتدبیر
جغد باشد میان خلق خفیر
مرد را علم و حلم باید جفت
ورنه عدل از میان خلق نهفت
ملک بر رای شاه مقصورست
رای او گر قویست منصورست
رای شه جز صواب نپذیرد
باز مردار و موش کی گیرد
پس عطا بخشدش گه و بیگاه
زانکه باشد گزین خلق اله
خواجه را کز ملک عطا نبود
دان که در رای بیخطا نبود
مملکت را ثبات در خردست
بیخرد مرد همچو غول و ددست
بینوا اگر خطا کند تدبیر
تو خطای ورا ببخش و مگیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن از حکمتها و نصایح است که به خطرات نداشتن عقل و تدبیر در حکومت میپردازد. نویسنده تاکید میکند که یک حکومت خوب نیاز به مشاوری با عقل و تدبیر دارد و نباید به افراد احمق و حسود اتکا کرد. او به این نکته اشاره میکند که اگر در مشورتها از افراد نادان و حسود استفاده شود، نتیجهای جز خرابی و فساد به بار نخواهد آورد. همچنین، نویسنده بیان میکند که پادشاه باید به رای و خرد خود تکیه کند و از مشاوره نادرست بپرهیزد. او میگوید که اگر پادشاه به فکر مردم و مملکت باشد و در انتخاب مشاوران دقت کند، کشور به ثبات و رشد خواهد رسید. در پایان، نویسنده هشدار میدهد که خطاهای فرد بیتدبیر باید با مدارا و بخشش مواجه شود، نه با تنبیه.