نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹ - حکایة فی عفوالملک و عدله سنایی

سنایی غزنوی / الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

احنف قیس بهر جمعی اسیر

گفت کین بستگان برِ تو امیر

گر بحقند بسته حلمت کو

ور خود از باطلند علمت کو

عفو کان هست اصل دینداری

از برای چه روز می‌داری

تو ظفر خواستی خدایت داد

او ز تو عفو خواست ناری یاد

هست نزد خدای و خلق ای شاه

شکر قدرت قبول عذر گناه

علم او نوش حلمشان بچشید

علم او بار جُرمشان بکشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

احنف قیس به گروهی اسیر گفت که اگر نزدیکان تو حق دارند، پس کجاست حلم و شکیبایی تو؟ و اگر باطلند، کجاست علم و آگاهی تو؟ او اشاره کرد که عفو و بخشش اساس دین‌داری است و پرسید چرا روز قیامت را به تأخیر می‌اندازی؟ خدا به تو پیروزی داده ولی تو در مقابل او عفو می‌خواهی. برای خدا و مردم شایسته است که قدرت پذیرش عذر و گناه را شکرگزاری کنیم. علم خدا به خاطر حلم و شکیبایی بندگانش و به خاطر بار گناهانشان بر آنها بخشیده می‌شود.