نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۵ - حکایت هزل سنایی

سنایی غزنوی / الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

کلکی بر مناره کودک خرد

برده بود و به ناز می‌افشرد

چون مؤذّن بدیدش اندروای

پس بگفت ای کلک ز بهر خدای

سره کاری همی کنی بر تاز

به دو منزل به پیش او شو باز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، کودک خردسالی به نام "کلک" بر مناره بازی می‌کند و با ناز و شیرینی رفتار می‌کند. مؤذن که او را می‌بیند، به او می‌گوید که این کارش مناسب نیست و از او می‌خواهد که برگردد و دوباره به دو منزل به پیش او بیاید. این شعر به نوعی به رفتارهای بچگانه و نیاز به هدایت و تربیت اشاره دارد.