نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۰ - اندر مذمّت خال گوید سنایی

سنایی غزنوی / الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خال کآزار تو گزیده بُوَد

همچو خال سفید دیده بُوَد

کند آن خالت از خرد خالی

بهر میراث مادرت حالی

چون زرت باشد از تو جوید رنگ

چون بوی مفلس از تو دارد ننگ

خواجه خواند چو کار باشد راست

پس چو شد کژ غلام‌زادهٔ ماست

شاهزاده بوی چو داری مال

داه زاده شوی چو بد شد حال

پس تو گویی فلان مرا خالست

سنگ دل خال نیست تبخالست

رو تو از ننگ خال بی‌عم باش

خال و عم را بمان و بی‌غم باش

تا دو دستت به دامن خالست

هردو پایت میان آخالست

حکمت اندر عرب فراوانست

وز همه خوبتر یکی آنست

که عدی چون شد از عداوت خال

همنشین سباع و وحش و رمال

نشنیدی که راند در امثال

رو تو عم غم شمار و خال وبال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تمثیل خال و عم (عمو) می‌پردازد و نشان می‌دهد که گاهی وابستگی‌ها و نسبت‌های خانوادگی می‌توانند باعث دردسر و ننگ شوند. خال به عنوان نمادی از زیبایی و ویژگی‌های مثبت معرفی می‌شود، در حالی که عم به عنوان نشانه‌ای از ننگ و مشکلات در نظر گرفته می‌شود. شاعر توصیه می‌کند که فرد باید از وابستگی به مسائل منفی رها باشد و به زیبایی و خوب بودن خود توجه کند، زیرا در نهایت، دوستی و صداقت ارزش بیشتری دارند. در نهایت، به حکمت‌ها و مثل‌های عربی اشاره می‌کند که به روشنی مشکلات ناشی از عداوت را نشان می‌دهد و بر اهمیت دوستی و دوری از دشمنی تأکید می‌کند.