بخش ۲۲ - ذکر انواعالشهوات علی بعضها تحریض و علی بعضها تمریض اندر صفت شهوات و در حق غلام باره گوید سنایی
سنایی غزنوی / الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هرکه شد کونپرست بر خیره
گوز یابد ثواب از انجیره
چه دهی از پی گذر گه ثفل
خرد پیر خود به کودک طفل
گر زبر سوش مایهٔ بد اوست
هرچه از زیر سو درآمد اوست
تن بد را بهاش جان خواهد
دل نیک تو رایگان خواهد
خاک پایی چو دیدی اندر پیش
باد دستی شوی ز شهوت خویش
آنکه او نام و ننگ خود بگذاشت
دل تو کی نگه تواند داشت
خصم غمّاز طبع یافه درای
یار خلخال دست زنگله پای
دوست چون زلف زنگیان بدساز
برجهد چون فروکشیش از ناز
چون چراغند از آنکه وقت فدی
چون فتیله ز بن خورند غذی
تا کم از یک دو مه به کسب مجاز
نود خویش سی کنند از آز
بر شکسته دریده غم خوردن
طفل بیمادرست پروردن
راست گفت آنکه برگشاد گره
بستهگیری به خوی نیکو به
هرکجا دین بود درم نبود
روی و خوی نکو بهم نبود
زشت باشد نکو رها کردن
یوسفی را بنه بها کردن
چون نه یعقوبی و نه بن یامین
زین دعا نشنوی مگر آمین
نزد آنکس که عقل او خوارست
شاهد دل شکر جگر خوارست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی موضوعات اخلاقی و انسانی میپردازد و نکاتی را درباره خودشناسی، ارزشهای واقعی و دلبستگیهای غیرضروری بیان میکند. شاعر اشاره میکند که افرادی که به ظواهر و امور دنیوی وابسته میشوند، ممکن است از نعمتهای حقیقی زندگی بیبهره بمانند. همچنین، او از اهمیت داشتن دل نیک و رفتار خوب یاد میکند و تأکید میکند که واقعیات زندگی فراتر از نام و ننگ اجتماعی است. گاهی لازم است که افراد در مواجهه با مشکلات، با صداقت و نیکویی رفتار کنند و از اندوه و غم رها شوند. نهایتاً، او به این نتیجه میرسد که دین و اخلاق واقعی باید با رفتارهای خوب و نیکو همراه باشد و غیر از این، هیچ ارزشی ندارد.