بخش ۲۳ - در معنی زناشویی گوید سنایی
سنایی غزنوی / الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
از غلام آنکه زی عیال آمد
او ز دنبه به پوستکال آمد
نیست کدبانویی و گادن را
زن بد جز طلاق دادن را
بندهٔ زن شدن به شهوت و مال
پس براو حکم کردن اینت محال
زشت باشد که در زناشویی
بنده باشی و خواجگی جویی
بندهٔ زن مشو حرام و حلال
تا نگرداندت عیال عیال
جفت در حکم شوی خود باشد
لیک در حکم بنده بد باشد
تو چو انگشت گشته از تشویش
زن چو ناخنکنان به ناخن ریش
نفقه بر ریش خواجه خط کرده
سبلت او چو کون بط کرده
سیم کابین چو طوق در گردن
زرنه بر طاق و خیره غم خوردن
کرد باید زن ای ستوده سیر
لیکن از خان و مان خویش به در
زیرک آنست کو نگاید زن
ننهد در سرای خود شیون
اشتقاقش ز چیست دانی زن
یعنی آن قحبه را به تیر بزن
پس اگر والعیاذباللّٰه باز
بچه در سقف کس کند پرواز
کس ببینی گرفته از سر کین
ریش بابا ز ناز در سرگین
پس چه گویم که هرکه عاقلتر
پیش سحبان کیر باقل تر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به نقد و طنز در مورد نقش زنان و مردان در ازدواج و روابط زناشویی پرداخته است. نویسنده به ناپسند بودن برخی رفتارها در زندگی مشترک اشاره میکند و به طور خاص به وابستگی مردان به زنان و مسئولیتهای آنها در این رابطه اعتراض میکند. او همچنین بر لزوم استقلال زن و نقش او در جامعه تأکید میکند و از زشتی رفتارهایی که موجب آزار به شریک زندگی میشود، انتقاد میکند. در نهایت، نویسنده با زبانی طنزآمیز نشان میدهد که چه بایدهایی در روابط زناشویی وجود دارد و چه چیزهایی ناپسند و غیرقابل قبول است.