بخش ۵۵ - صفة مقادیر ابروج والکواکب السیّارة سنایی
سنایی غزنوی / الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
غافلند این منجّمان از کار
نیست در کارشان دل بیدار
همه را زرق و حیلت است آلت
نیست از علم و حلمشان عدّت
شمس کز کرّه هست در مقدار
ز صد و بیست و چار بار شمار
خانه او را اسد نهادستند
دور دور از خرد فتادستند
زُهره کز ربع کرّه بیگانهست
ثور و میزان ورا چرا خانهست
نیست تیر از کره یکی اجزا
با دو خانه است سنبله و جوزا
نیست در کارشان بسی تمییز
خیز و بر ریش آن منجم تیز
می نویسند خیره بر تقویم
نیک و بد بر عموم اینت حکیم
بس تبجّح کنند بر دانش
هیچ دانش نداده یزدانش
نیست فرقی میان مردم دهر
همه یکسان بود طوالع شهر
همه بادست حکم باد انگار
تو ز احکام خیره دست بدار
نیست جز هرزه مندل و تنجیم
زن بود سغبهٔ چنین تعلیم
سخن فال گو ندارد سود
باد پیمود کآسمان پیمود
نیست الّا به قدرت یزدان
نیک و بد در طبایع و ارکان
بیقضا خلق یک نفس نزند
مرد عاقل چنین جرس نزند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به انتقاد از منجمان و علم نجوم میپردازد. او میگوید که منجمان از حقیقت کار غافلند و دل بیدار ندارند. آنها به زرق و حیلت متوسل میشوند و علم واقعی در دستانشان نیست. شاعر اشاره میکند که مشخصات نجومی، مانند خانههای سیارات در آسمان، به درستی درک نمیشود و این امر به اشتباهاتی در تفسیرهای آنها منجر میشود. او همچنین بر این باور است که نیک و بد به قدرت خداوند وابسته است و علم منجمین هیچ ارزشی ندارد. در نهایت، نتیجه میگیرد که انسانهای عاقل نباید به چنین پیشگوییهایی توجه کنند و زندگیشان را بر اساس قدرت و حکمت الهی بسازند.