بخش ۲۳ - وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَ سنایی
سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
در نگر تا که آفرید ترا ؟
از برای چه برگزید ترا ؟
خاک بودی ترا مکرم کرد
زان پست جلوهٔ دو عالم کرد
از همه مهتر آفرید ترا
هر چه هست از همه گزید ترا
در نظر از همه لطیفتری
به صفت از همه شریفتری
خوبتر از تو نقشبند ازل
هیچ نقشی نبست در اول
قدرتش بهترین صفت به تو داد
شرف نور معرفت به تو داد
گوهر مردمی شعار تو کرد
کرم و لطف خود نثار تو کرد
باطنت را به لطف خود پرورد
ظاهرت قبلهٔ ملایک کرد
آن یکی گنج نامهٔ عصمت
این یکی کارنامهٔ حکمت
اختر آسمان معرفتی
زبدهٔ چار طبع و شش جهتی
قاری سورهٔ مجاهدهای
قابل لذت مشاهدهای
خلقتت برد کوی استکمال
همتت راست سوی استدلال
خاطرت مدرک وجود خودست
عنصرت مستعد نیک و بدست
با تو بودست در الست خطاب
با تو باشد به روز حشر حساب
گفته اسم جملهٔ اشیاء
در حق توست «علم الاسماء»
طارم آسمان و گوی زمین
از برای تو ساخته ست چنین
فرش غبرا برای تو گسترد
چرخ فیروزه سایبان تو کرد
آفرینش همه غلام تواند
از پی قوت و قوام تواند
حکمت و فطنت وکیاست و علم
همّت و سیرت و مروت و حلم
در وجود تو جمله موجودست
وین همه لطف و جود معبودست
صفت تو به قدر آنکه تویی
نتوان گفت آنچنان که تویی
نشنیدیکه آن حکیم چهگفت
که به الماس در معنی سفت
تو به قیمت ورای دو جهانی
چه کنم قدر خود نمیدانی
این همه عزت و شرفکه تراست
تو زخود غافلی عظیم خطاست!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عظمت و کرامت انسان است و به بیان ویژگیهای والای او میپردازد. شاعر میگوید که انسان به عنوان بهترین مخلوق آفریده شده و از خاک، به مقام عالیتری ارتقا یافته است. او تنها موجودی است که از همه لطیفتر و شریفتر است. شاعر به قدرت و دانش الهی اشاره میکند که انسان را دارای شرف و معرفت کرده است و برای او امکانات فراوانی فراهم آورده است. انسان با تمام ویژگیهای خوبش، همچنان باید قدر خود را بداند و از غفلت درآید، زیرا این عزت و مقام، نشانهای از قدرت و لطف خداوند است. در نهایت، شاعر تذکر میدهد که غفلت از این مقام، خطای بزرگی است.