بخش ۶۸ - فصل در اکل و شرب سنایی
سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
از پی لقمهای چه ترش و چه شور
تا کی این گفت و گوی شیرین شور؟
بر در این و آن چو سگ چه دوی؟
گر نهای سگ چنین به تک چه دوی؟
بیش خوردن قوی کند گردن
لیک زیرک شوی ز کم خوردن
آفت علم و حکمت است شکم
هرکه را خورد بیش، دانش کم
مرد باید که کمخورش باشد
تا درونش به پرورش باشد
هر چه پرسی ازو نکو داند
سرّهای حقیقت او داند
فرخ آن کهاختیار او همه سال
عمل صالح است و اکل حلال
هست به نزد من در این ایام
بینوا زیستن ز کسب حرام
چونکه جان را ز عشق قوت بوَد
قوت از حی لایموت بود
ای عزیز این همه ذلیلی چیست؟
وی سبکروح، این ثقیلی چیست؟
شکم از لوت، چارسو چه کنی؟
خویش را بندهٔ گلو چه کنی؟
لقمهای کم خوری ز کسب حلال
به بود از عبادت ده سال
مرد باید که قوت جان جوید
هر چه گوید همه ز جان گوید
نظر از کام و از گلو بگسل
هر چه آن نیست حق، ازو بگسل
تا تو در بند آرزو باشی
پر بار خسان دوتو باشی
چون تو از آرزو بتابی روی
آرزو در پیات کند تک و پوی
به حقیقت بدان که ایزد فرد
در ازل روزیات مقدّر کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی عواقب پرخوری و وابستگی به لذتهای دنیوی میپردازد. شاعر به انتقاد از افرادی میپردازد که برای لقمهای غذا تلاش میکنند و به این نتیجه میرسد که خوراک زیاد به کاهش علم و حکمت میانجامد. او تأکید میکند که انسان باید از نعمتهای حلال به اندازه کافی بهرهمند شود تا بتواند به رشد و پرورش درون خود بپردازد. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که شکمپرستی انسان را در بند آرزوها و وابستگیها نگه میدارد و از حقیقت دور میکند. در پایان، او خاطرنشان میکند که روزی هر انسان از پیش تعیین شده است و نباید در جستجوی دنیوی خود را اسیر کرد.