نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۰ سیف فرغانی

سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

دلم روی چون تو نگارین خوهد

چو بلبل که گلهای رنگین خوهد

ترا من خوهم غیر من جز ترا

که طوطی شکر زاغ سرگین خوهد

برآن خوان که مارا نهادند نان

طعام گداکاسه زرین خوهد

سعادت ترا بهر من خواسته است

جهان ویس رابهر رامین خوهد

بهر باغ در سرو چوبین بسی است

ولی باغ ما سرو سیمین خوهد

جهانی زحسن ونمی بینمت

جهان دیده دیده جهان بین خوهد

چنین حسن در نوع انسان کجاست

کسی نور مه چون زپروین خوهد

دل بنده دیوانه غافلست

که زنجیر ازآن زلف مشکین خوهد

هرآن کس که درکوی تو بانهاد

سرش زآستان تو بالین خوهد

تو خود همچو من عاشقی چون خوهی

کجا خوان شه کاسه چوبین خوهد

زتو سیف فرغانی، آن دلستان

دل خسته وجان غمگین خوهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر با بیان احساسات عاشقانه خود، longing و آرزوی وصال معشوق را توصیف می‌کند. او می‌گوید که دلش شبیه بلبل است که به گل‌های رنگین craving دارد و تنها عشقش تو هستی. در عین حال، او از دنیا و زیبایی‌هاش غافل است و فقط به زیبایی معشوق می‌اندیشد. شاعر همچنین احساس می‌کند که سعادت و خوشبختی‌اش در گرو این عشق است و در نهایت تنها چیزی که می‌خواهد، عشق عمیق و وصال محبوب است که او را از غم و دل‌تنگی نجات دهد.