شمارهٔ ۲۷ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
زهی با صورت خوبت تعلق اهل معنی را
ز نقش روی تو زینت نگارستان دنیی را
درین ویرانه قالب ندارد جانم آرامی
که دل بردی بدان صورت سراسر اهل معنی را
مرا روی تو محبوبست همچون مال قارون را
مرا وصل تو مطلوبست چون دیدار موسی را
همی خواهم که دیدارت ببینم دم بدم لکن
من مسکین اگر طورم چه تاب آرم تجلی را
دل مرده کند زنده احادیث تو، پندارم
لب تو در نفس دارد دم احیای عیسی را
من سرگشته می خواهم که بوسم خاک پای تو
دلیری بین که تا این حد رسانیدم تمنی را
ازین پس همچو قلاشان بپوشم جامه تقوی
که حکم قاضی عشقت قلم بشکست فتوی را
بعهد چون منی پر شد جهان از گفت و گوی تو
که از اشعار مجنونست شهرت حسن لیلی را
مرا ای دوست از دشمن نباشید بیم در عشقت
که از باد خزان نبود زیان مر شاخ طوبی را
سر دنیای دون بی تو ندارد سیف فرغانی
که عاشق بی تو نپسندد سرا بستان عقبی را
بنزد سیف فرغانی چه باشد؟ ظلمت آبادی،
اگر (در) روضه ننمایی بما نور تجلی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف عشق و زیبایی است که شاعر به معشوق خود دارد. او از زیبایی صورت محبوب سخن میگوید و تأثیر عمیق آن بر روح و دلش را توصیف میکند. شاعر به اهمیت و ارزش معشوق خود در زندگیاش اشاره کرده و میگوید که دیدن او برایش همانند دیدار پیامبران مقدس است. او در تلاش است تا عشق خود را ابراز کند و به عظمت این عشق پی ببرد. همچنین، شاعر به مسائل اخلاقی و روحانی اشاره میکند و میخواهد با تقوا زندگی کند، تا محبتش را نسبت به معشوق به درستی نشان دهد. در نهایت، او از این ترس ندارد که با دشمنان عشقش روبرو شود، زیرا عشق واقعی او را از هر خطر و آسیب محافظت میکند.