شمارهٔ ۲۷۰ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای دل از دوست جان دریغ مدار
جان از آن دلستان دریغ مدار
ماهرویا تو هم ز روی کرم
نظر از عاشقان دریغ مدار
آفتابی بر آسمان جمال
نور خویش از جهان دریغ مدار
من ز چشم بدان رقیب توام
میوه از باغبان دریغ مدار
طوطی خوش سخن منم، از من
شکری زآن لبان دریغ مدار
لب نوشینت آب حیوان است
آب از تشنگان دریغ مدار
مست خواب است چشم مخمورت
خواب از پاسبان دریغ مدار
لب به دندان من سپار و بخسب
رطب از استخوان دریغ مدار
صحبت از ناکسان دریغت نیست
سخنی از کسان دریغ مدار
بر در توست سیف فرغانی
زآن گداپیشه نان دریغ مدار
از تو ما را سلام یا دشنام
این اگر نیست آن دریغ مدار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و longing نسبت به معشوق میپردازد و از او درخواست میکند که در ابراز محبت خود دریغ نکند. شاعر با استفاده از تمثیلهای زیبا، از معشوق میخواهد که از زیباییها و نعمتهای خود، همچون نگاه، لب و صحبت، برای عاشق دریغ نکند و همچنین به ابراز محبت و توجه بیشتری بر او تأکید میکند. در نهایت نیز به نوعی درخواست میکند که حتی اگر نمیتواند محبت کند، دست کم از بدرفتاری و سردی بپرهیزد.