شمارهٔ ۲۷۷ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
تا بکی این جور کشیدن ز یار
خون ز دل خسته چکیدن ز یار
جور کش و صبر کن ای دل که هست
شرط وفا جور کشیدن ز یار
ضربت چون تیغ کشیدن ز دوست
شربت چون زهر چشیدن ز یار
گر بجفایی برماند ترا
شرط وفا نیست رمیدن ز یار
یار اگر از ما ببرد حاکمست
ما نتوانیم بریدن ز یار
سنت عشقست برین در دعا
گفتن و دشنام شنیدن ز یار
حکم ادب هست درین ره قفا
از دگران خوردن و دیدن ز یار
جان بده و مال که سودی نکرد
جان بدرم باز خریدن ز یار
سیف بجهدی نرسی نزد او
زآنک نیارست رسیدن ز یار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع عشق و وفاداری پرداخته و به چالشهای رابطه عاشقانه اشاره دارد. شاعر بیان میکند که تحمل درد و رنج از سوی محبوب، جزئی از شرط وفاداری است. او به تضادهایی که در عشق وجود دارد، مانند زیبایی و زخمهایی که از دوست میخورد، اشاره میکند. در پایان، شاعر بر اهمیت پایبندی به عشق و وفاداری تاکید میکند، حتی اگر عشق چالشها و مشکلاتی را به همراه داشته باشد. عشق به معنای تحمل درد و سختیهاست و برای رسیدن به محبوب، باید سختیها را به جان خرید.