نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۳ سیف فرغانی

سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر بر درگه جانان چو سگ بسیار می‌گردم

من از اصحاب آن کهفم به گرد غار می‌گردم

به سان نقطه‌ای بودم به صورت مانده دور از خط

چو پیوستم به حرف عشق معنی‌وار می‌گردم

درین صحرا به دم‌جویی کنون دریا همی‌باشم

درین میزان جوی بودم کنون دینار می‌گردم

چو سایل بر سرآن کو نه بهر نان همی‌آیم

چو موسی بر سر طور از پی دیدار می‌گردم

چو بلبل تا نماید رو گلی اندر بهارانم

زمستان بر امید آن به گرد خار می‌گردم

چو دارم در رهش پیدا سری بربسته چون نامه

کنم پادرشکم پنهان و چون طومار می‌گردم

اگر تو طالبی کاری همی‌کن زآن که من باری

ز بی‌سرمایگی مفلس درین بازار می‌گردم

وگر تو قاصری زین سان ز ترک سر ز بذل جان

تو برخیز و مرا بنشان که من بی‌کار می‌گردم

به جان دورم ز شادی‌ها ولی چون سیف فرغانی

به دل از نعمت غم‌هاش برخوردار می‌گردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و اشتیاق عمیق خود اشاره می‌کند. او به تجدید حیات خود در عشق می‌پردازد و بیان می‌کند که اگرچه مانند سگی در درگاه محبوب می‌گردد، اما با احساس رضایت و دلی پر شور به سوی او می‌رود. شاعر خود را به نقطه‌ای تشبیه می‌کند که با عشق به خط وجودش وصل شده و معنای جدیدی یافته است. او از رویای وصل به معشوق صحبت می‌کند و می‌گوید که در دنیای ظاهری مانند سالکانی است که به دنبال ناب‌ترین معانی و ارتباطات هستند. در نهایت بیان می‌کند که حتی در سختی‌ها و دوری از شادی‌ها، عشق به او امید و زندگی می‌دهد و به خاطر آن همواره در جستجوی آن است.