شمارهٔ ۳۸۰ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
از عشق دل افروزم چون شمع همی سوزم
چون شمع همی سوزم ازعشق دل افروزم
ازگریه وسوز من اوفارغ ومن هر شب
چون شمع زهجر او می گریم و می سوزم
درخانه گرم هر شب ازماه بود شمعی
بی روی چو خورشیدت چون شب گذرد روزم
در عشق که مردم رااز پوست برون آرد
ازشوق شود پاره هر جامه که بر دوزم
هر چند فقیرم من گر دوست مرا باشد
چون گنج غنی باشم گر مال بیندوزم
دانش نکند یاری در خدمت او کس را
من خدمت او کردن از عشق وی آموزم
چون سیف اگر باشم در صحبت آن شیرین
خسرو نزند پنجه با دولت پیروزم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق عمیق و سوزان شاعر است. او خود را شمعی میداند که از عشق میسوزد و در تنهایی و دوری معشوقش، شبها میگرید. با وجود فقر مادی، اگر عشق او را داشته باشد، خود را همچون گنجی غنی میبیند. شاعر میگوید که محبت واقعی، درس خدمت به معشوق را به او میآموزد. او همچنین بیان میکند که اگر در کنار معشوقش باشد، به دور از هر چالشی خواهد بود و پیروزی را تجربه میکند. در کل، شعر نشاندهندهی احساسات عمیق و درد عشق است.