نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۹ سیف فرغانی

سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

طریق عشق جانان چیست در دریای خون رفتن

مدان آسان که دشوارست ره بی رهنمون رفتن

گرت همت بدون او فرو آمد برو منشین

که راه عشق نتوانی بهمتهای دون رفتن

نیایی در ره مردان مگر کز خود برون آیی

وگر همت شود مرکب توان از خود برون رفتن

اگر اندیشه هر کس برون آری ز دل زآن پس

همه کس را چو اندیشه توانی در درون رفتن

براه آنگه رود مرکب که گیرند از وی اشکالش

زخود اشکال برگیری نیامد زین حرون رفتن

اگر چون خاک ره خود را بزیر پای سیر آری

توانی بر هوا آنگه چو چرخ آبگون رفتن

زبهر بار عشق اوتو خود را گاو گردون کن

که بی این نردبان نتوان برین گردون دون رفتن

نگویم بعد ازین کز خود چو موی از پوست بیرون آ

که این دشوار و آسانست اندر رگ چو خون رفتن

ور این حالت میسر شد بیاسا سیف فرغانی

که رنج مرکب و مردست از منزل فزون رفتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و دشواری‌های آن است. شاعر می‌گوید که ورود به راه عشق آسان نیست و باید رهنمون داشت. اگر کسی بخواهد بدون محبت معشوق پیش برود، به نتیجه نخواهد رسید. همچنین، برای نیل به عشق، باید از خودگذشتگی و همت بالایی داشت. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که با کنار گذاشتن خودخواهی و گرفتن عزم و اراده، می‌توان به عشق رسید. او تأکید می‌کند که عشق نیازمند تلاش و فداکاری است و اگر این مسیر پیموده شود، می‌توان به مقام والایی دست یافت. در نهایت، شاعر می‌گوید که این راه هرچند دشوار است، اما می‌تواند به زیبایی‌های بزرگ منتهی شود.