شمارهٔ ۵۳۸ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
اگر فراق تو زین سان اثر کند روزی
مرا بخون جگر دیده تر کند روزی
ازین نکوترم ای دوست گر نخواهی داشت
غم تو حال مرا زین بتر کندروزی
برین خرابه که محنت ازو نمی گذرد
امید هست که دولت گذر کند روزی
اگر بباغ بقاصر صرفنا نرسد
شجر شکوفه شکوفه ثمر کند روزی
وگر بجانب عمان کند سحاب گذر
صدف ز قطره باران گهر کند روزی
چو اهل وجد زخود بی خبر شوم چو کسی
مرا زآمدن تو خبر کند روزی
بود که بخت بشمع عنایت ایزد
چراغ مرده ما باز بر کند روزی
زباغ وصل تو درویش میوه یی بخورد
درخت دولت اگر هیچ برکند روزی
بوصل هجر مبدل شود عجب نبود
خدای قادر شب را اگر کند روزی
برای دیدن روی تو چشم می دارم
که بخت کور مرا دیده ور کند روزی
مباش ایمن از آه سیف فرغانی
که ناله شب او هم اثر کند روزی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره غم فراق و امید به وصال محبوب است. شاعر در سطرهای مختلف به احساس درد و رنج ناشی از دوری اشاره میکند و ابراز میکند که اگر این دوری ادامه یابد، درد دلش بیشتر خواهد شد. او به زیباییهای زندگی و طبیعت اشاره میکند و با امیدواری میگوید که ممکن است روزی خوشبختی و وصال به او بازگردد. همچنین، شاعر به قدرت آه و ناله اشاره میکند که میتواند تغییراتی در وضعیت او ایجاد کند. به طور کلی، این شعر ترکیبی از غم و امید به آینده است.