شمارهٔ ۱۰۴ سیف فرغانی
سیف فرغانی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ایا مستوفی کافی که در دیوان سلطانان
بحل و عقد در کارست بخت کامکار تو
گدایی تا بدان دستی که اندر آستین داری
عوانی تا بانگشتی که باشد در شمار تو
قلم چون زرده ماری شد بدست چون تو عقرب در
دواتت سلهٔ ماری کزو باشد دمار تو
خلایق از تو بگریزند همچون موش از گربه
چو در دیوان شه گردد سیه سر زرده مار تو
تو ای بیچاره آنگاهی بسختی در حساب افتی
کزین دفتر فرو شویند نقش چون نگار تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف و انتقاد از شخصی میپردازد که در دیوان سلطانها به مسئولیتهای مالی و اداری مشغول است. شاعر به این فرد میگوید که با وجود قدرتی که در دست دارد، در واقع به گدایی و ذلت میافتد. او اشاره میکند که قلم و دوات این فرد خطرناک و زهری به مانند ماری شدهاند و مردم از او میگریزند. در نهایت، شاعر به این فرد هشدار میدهد که اگر در کارش دقت نکند، به سختی دچار مشکل خواهد شد و آثار سوء کارهایش بر جای خواهد ماند.