نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۵ سیف فرغانی

سیف فرغانی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ایا قاضی حیلت گر، حرام آشام رشوت خور

که بی دینی است دین تو و بی شرعی شعار تو

دل بیچاره یی راضی نباشد از قضای تو

زن همسایه یی آمن نبوده در جوار تو

ز بی دینی تو چون گبری و زند تو سجل تو

ز بی علمی تو چون گاوی و نطق تو خوار تو

چو باطل را دهی قوت ز بهر ضعف دین حق

تو دجالی درین ایام و جهل تو حمار تو

اگر خوی زمان گیری و گر ملک جهان گیری

مسیحی هم پدید آید کزو باشد دمار تو

ترا در سر کله‌داریست چون کافر از آن هرشب

ببندد عقد با فتنه سر دستار دار تو

چو زر قلب مردود است و تقویم کهن باطل

درین ملکی که ما داریم یرلیغ تتار تو

کنی دین دار را خواری و دنیادار را عزت

عزیز تست خوار ما عزیز ماست خوار تو

دل مشغولت از غفلت قبول موعظت نکند

تو این دانه کجا خواهی که کَه دارد غرار تو

ترا بینند در دوزخ بدندان سگان داده

زبان لغوگوی تو، دهان رشوه خوار تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن انتقادی به قاضیانی است که dishonest و رشوه‌خور هستند. شاعر به بی‌دینی و بی‌اخلاقی آن‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید عدالت در کارشان وجود ندارد. او به فساد و تباهی اجتماعی ناشی از رفتار این قاضیان می‌پردازد و می‌گوید که چنین قاضیانی باعث نارضایتی مردم و آسیب به جامعه می‌شوند. در نهایت، او از اینکه عدالت واقعی کمرنگ شده و دین‌دارها تحت فشار و خوار هستند، ابراز تاسف می‌کند.