شمارهٔ ۲۸ سیف فرغانی
سیف فرغانی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دین و دولت قرین یکدگرند
همچنین بود و همچنین باشد
دولتی را که دین کند بنیاد
همچو بنیاد دین متین باشد
بقرانها زوال ممکن نیست
دولتی را که دین قرین باشد
هست ای شاه دولت بی دین
خاتمی کش خزف نگین باشد
مهربانی طمع مدار ز خلق
دین چو با دولتت بکین باشد
نیست حاجت بعون و نصرت کس
دولتی را که دین معین باشد
دنیی و آخرت ببردی اگر
دولت تو معین دین باشد
توأمانند ملک و دین باهم
شمع همزاد انگبین باشد
صاحب دولت ار بود دین دار،
خصمش ار شاه روم و چین باشد
دست و دولت ورا بود بمثل
گر علمدارش آستین باشد
همنشین باش با نکوکاران
مرد نیکو بهمنشین باشد
بزرش همچو گلشکر بخرند
خار چون با ترانگبین باشد
سرکه چون با عسل درآمیزد
نام نیکش سکنجبین باشد
بشنو پند سیف فرغانی
که سخنهای او گزین باشد
بتوانگر که ملک دارد و مال
تحفهٔ اهل فقر این باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ارتباط تنگاتنگ دین و دولت اشاره میکند و میگوید که هر دو به یکدیگر وابستهاند. دولتی که برپایه دین باشد، مستحکم و پایدار است و زوال نخواهد داشت. او تأکید میکند که برای داشتن یک حکومت موفق، ضروری است که بر پایههای دین استوار باشد. همچنین به ویژگیهای نیکوکاران و ضرورت همنشینی با آنان اشاره میکند و میگوید زندگی همراه با نیکوکاران و داشتن یک نام نیک، مهم است. در نهایت، شاعر به اهمیت مصالح جامعه و کمک به نیازمندان نیز پرداخته است.