شمارهٔ ۲۴ سیف فرغانی
سیف فرغانی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چه خواهد کرد با شاهان ندانم
که با چون من گدایی عشقت این کرد
از اول مهربانی کرد و آنگاه
چو با او مهر ورزیدیم کین کرد
گدایی بر سر کویت نشسته
برفتن آسمانها را زمین کرد
چو اسبان کرهٔ تند فلک را
سر اندر زیر پای آورد و زین کرد
ز ما هرگز نیاید کار ایشان
چنان مردان توانند این چنین کرد
نه صاحب طبع را عاشق توان ساخت
نه شیطان را توان روح الامین کرد
کسی کز غیر تو دامن بیفشاند
کلید دولت اندر آستین کرد
تویی ختم نکویان و ز لعلت
نکویی خاتم خود را نگین کرد
چو از تو سیف فرغانی سخن راند
همه آفاق پر درّ ثمین کرد
غمت را طبع او زینسان سخن ساخت
که گل را نحل داند انگبین کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به محبوبش است. شاعر در ابتدا از ندانستن قلب شاهان و رفتار آنها میگوید و از این که چگونه عشقش او را به گدایی در درگاه محبوب تبدیل کرده است. او به مهربانیهای اولیه محبوب اشاره میکند و سپس از خیانت و کینهاش در برابر عشقشان سخن میگوید. شاعر به تصویر کشیدن تلاشش برای خدمت به محبوب و فداکاریاش ادامه میدهد و بیان میدارد که هیچ کس به اندازه او نمیتواند در این زمینه عمل کند. او میگوید که عشق واقعی تنها از سوی اوست و سایر افراد نمیتوانند همچون او عاشق شوند یا روحالامین شوند. در نهایت، شاعر بر اهمیت محبوبش تأکید کرده و او را به عنوان بهترین و ارزشمندترین وجود معرفی میکند. مضمون کلی شعر، عمیق بودن عشق و درد و رنج ناشی از آن است.