نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۸ سیف فرغانی

سیف فرغانی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای همه آن تو، حاجت زین و آن تا کی خوهیم

بی کسان را کس تویی از ناکسان تا کی خوهیم

از امیران جود جوییم از عوانان مردمی

ما ز گربه موش و از سگ استخوان تا کی خوهیم

مرده حرصند ایشان، مردمی آب بقاست

ما دم آب بقا از مردگان تا کی خوهیم

با چنین ضعف یقین بر تو توکل چون کنیم

قوت حبل المتین از ریسمان تا کی خوهیم

آدمی آنست کو سگ را چو مردم نان دهد

ما بگوهر آدمی نان از سگان تا کی خوهیم

دیگران روزی ز حق دارند و از وی می خوهند

آنچه ما را درخورست از دیگران تا کی خوهیم

پادشاهان از در سلطان ما دارند ملک

ما چو مسکین در بدر از خلق نان تا کی خوهیم

مردمی از مردم آخرزمان جستن خطاست

قوت بازوی مردان از زنان تا کی خوهیم

از تن اهل کرم این گرد نان سر می برند

گِردران مردمی زین گردنان تا کی خوهیم

این نفس‌سردان دل درویش چون یخ بشکنند

ما فقاع جود ازین افسردگان تا کی خوهیم

ملک ابلیس است این ویرانهٔ پر دیو و دد

ما دراو انس دل و آرام جان تا کی خوهیم

اهل این دور آدمی را چون شیاطین ره زنند

ما نشان راه تو از ره زنان تا کی خوهیم

سیف فرغانی ز جور ظالمان سگ صفت

شد جهان پر رنج از راحت نشان تا کی خوهیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با مضمون انتقاد به جامعه و وضعیت انسان‌ها در آن نوشته شده است. شاعر به ناامیدی و ضعف یقین انسان‌ها اشاره می‌کند و می‌پرسد که تا کی باید به غیر از خود به دیگران متکی باشیم. او به عدم انصاف و عدالت در روابط انسانی اشاره دارد و از ظلم و ستم اطرافش شکایت می‌کند. همچنین به ناتوانی در دستیابی به نعمت‌ها و روزی از حق اشاره می‌کند و از چگونگی نادیده گرفتن ارزش‌های انسانی سخن می‌گوید. شاعر در نهایت به ناکارآمدی نظام حاکم بر جامعه و بدی‌هایی که از آن ناشی می‌شود، اشاره می‌کند و می‌پرسد که تا کی باید این وضعیت را تحمل کنیم.