نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۹ - جواب شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / گلشن راز / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

یکی دریاست هستی، نطق ساحل

صدف حرف و جواهر دانشِ دل

به هر موجی هزاران دُرِّ شهوار

برون ریزد ز نَقل و نصّ و اخبار

هزاران موج خیزد هر دم از وی

نگردد قطره‌ای هرگز کم از وی

وجودِ علم از آن دریای ژرف است

غلافِ دُرِّ او از صوت و حرف است

معانی چون کند اینجا تنزُّل

ضرورت باشد آن را از تمثُّل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به دریا به عنوان نماد هستی و دانش اشاره دارد. دریا به همراه نطق و ساحل، صدفی است که گنجینه‌ای از علم و دانش را در دل خود دارد. هر موجی که به سمت ساحل می‌آید، دارای خبرها و اطلاعات جدیدی است و این امواج هرگز کم نمی‌شوند. علم و مطلبی که از این دریا به دست می‌آید، نشانه‌ای از عمق وجود اوست و در اینجا معانی باید به شکلی معنی‌دار و قابل فهم منتقل شوند.