گلشن راز — شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / شیخ محمود شبستری
فهرست شعرها
- بخش ۳ - سؤال در ماهیّت فکرت — نخست از فکرِ خویشم در تحیّر
- بخش ۶ - سؤال در موضوع فکرت — کدامین فکر ما را شرط راه است؟
- بخش ۵ - تمثیل در بیان سر پنهانی حق در عین پیدایی — اگر خورشید بر یک حال بودی
- بخش ۴ - جواب — مرا گفتی بگو چِبْوَد تفکّر
- بخش ۷ - جواب — در آلا فکر کردن شرطِ راه است
- بخش ۸ - تمثیل در بیان ظهور خورشید حقیقت در آیینه کائنات — اگر خواهی که بینی چشمهٔ خوُر
- بخش ۲ - سبب نظم کتاب — گذشته هفت و ده از هفتصد سال
- بخش ۱ - دیباچه — به نام آن که جان را فکرت آموخت
- بخش ۱۶ - سوال از احوال سالک و نشانهای مرد کامل — مسافر چون بود، رهرو کدام است
- بخش ۱۴ - سوال از ماهیت من — که باشم من مرا از من خبر کن
- بخش ۱۰ - قاعده در تشبیه کتاب آفرینش به کتاب وحی — به نزد آنکه جانش در تجلّی است
- بخش ۱۲ - تمثیل در بیان وحدت کارخانه عالم — تو گویی هست این افلاک دوّار
- بخش ۱۱ - قاعدهٔ تفکر در آفاق — مشو محبوس ارکان و طبایع
- بخش ۹ - قاعده در شناخت عوالم پنهان و شرایط عروج بدان عوالم — تو از عالم همین لفظی شنیدی
- بخش ۱۳ - قاعده در تفکر در انفس — به اصل خویش یک ره نیک بنگر
- بخش ۱۵ - جواب — دگر کردی سؤال از من که من چیست
- بخش ۲۴ - سوال از شرایط شناخت وحدت و موضوع شناخت عرفانی — که شد بر سرِّ وحدت واقف آخر
- بخش ۲۲ - قاعده در حکمت وجود اولیا — نبوّت را ظهور از آدم آمد
- بخش ۲۱ - تمثیل در بیان رابطهٔ شریعت و طریقت و حقیقت — تبه گردد سراسر مغز بادام
- بخش ۲۰ - جواب به سوال دوم — کسی مرد تمام است کز تمامی
- بخش ۱۷ - جواب به سوال اول — دگر گفتی مسافر کیست در راه
- بخش ۲۳ - تمثیل در بیان سیر مراتب نبوت و ولایت — چو نور آفتاب از شب جدا شد
- بخش ۱۸ - قاعده در بیان سیر نزول و مراتب صعود آدمی — بدان اوّل که تا چون گشت موجود
- بخش ۱۹ - تمثیل در بیان مقام نبوت و ولایت — نبی چون آفتاب آمد، ولّی ماه
- بخش ۲۶ - سوال از کیفیت جمع بین وحدت و کثرت — اگر معروف و عارف ذات پاک است
- بخش ۲۹ - سوال از معنی انا الحق — کدامین نقطه را نطق است «اناالحقّ»
- بخش ۲۸ - تمثیل در بیان نسبت عقل با شهود — ندارد باورت اکمه ز الوان
- بخش ۳۰ - جواب — «اناالحقّ» کشف اسرار است مطلق
- بخش ۲۷ - جواب — مکن بر نعمت حق ناسپاسی
- بخش ۳۱ - قاعده در بطلان حلول و اتحاد — من و ما و تو و او هست یک چیز
- بخش ۲۵ - جواب — کسی بر سرِّ وحدت گشت واقف
- بخش ۳۲ - تمثیل در نمودهای بیبود — بنه آیینهای اندر برابر
- بخش ۳۳ - سوال از معنی وصال — چرا مخلوق را گویند واصل
- بخش ۳۶ - سوال از ماهیت قرب و بعد و امکان وصال با حق — وصال ممکن و واجب به هم چیست
- بخش ۳۸ - سوال از ماهیت نطق و بیان — چه بحر است آنکه نطقش ساحل آمد
- بخش ۳۹ - جواب — یکی دریاست هستی، نطق ساحل
- بخش ۳۴ - جواب — وصالِ حقّ ز خلقّیت جدائی است
- بخش ۳۵ - تمثیل در اطوار وجود و بی اعتباری هستی عالم وجود — بخاری مرتفع گردد ز دریا
- بخش ۴۰ - تمثیل در بیان ماهیت صورت و معنی — شنیدم من که اندر ماهِ نیسان
- بخش ۳۷ - جواب — ز من بشنو حدیث بی کم و بیش
- بخش ۴۳ - سوال در شناخت جزو حقیقی و کل مجازی و کیفیت بزرگتر بودن این جزو از کل خود — چه جزو است آنکه او از کلّ فزون است؟
- بخش ۴۷ - سوال از کیفیت جدایی میان قدیم و مُحْدَث — قدیم و مُحْدَث از هم چون جدا شد
- بخش ۴۴ - جواب — وجود، آن جزو دان کز کلّ فزون است
- بخش ۴۸ - جواب — قدیم و مُحْدَث از هم خود جدا نیست
- بخش ۴۶ - قاعده در بیان معنی حشر — ز تو هر فعل که اوّل گشت صادر
- بخش ۴۵ - تمثیل در بیان اقسام مرگ و ظهور اطوار قیامت در لحظهٔ مرگ — اگر خواهی که این معنی بدانی
- بخش ۴۱ - قاعده در بیان اقسام فضیلت — اصول خلق نیک آمد عدالت
- بخش ۴۲ - تمثیل در بیان نکاح معنوی جسم با جان یا صورت با معنی — اگرچه خور به چرخ چارمین است
- بخش ۴۹ - سوال از معانی اصطلاحات شاعرانهٔ عارفان — چه خواهد اهل معنی زان عبارت
- بخش ۵۵ - سوال از معنی حقیقی شراب و شاهد و خرابات و امثال آن — شراب و شمع و شاهد را چه معنی است
- بخش ۵۳ - اشارت به رخ و خط — رخ اینجا مظهر حسن خدایی است
- بخش ۵۰ - جواب — هر آن چیزی که در عالم عیان است
- بخش ۵۱ - اشارت به چشم و لب — نگر کز چشم شاهد چیست پیدا
- بخش ۵۲ - اشارت به زلف — حدیث زلف جانان بس دراز است
- بخش ۵۶ - جواب — شراب و شمع و شاهد عین معنی است
- بخش ۵۴ - اشارت به خال — بر آن رخ نقطهٔ خالش بسیط است
- بخش ۵۸ - سوال از معنی بت و زنار و ترسایی — بت و زنار و ترسایی در این کوی
- بخش ۶۱ - اشارت به ترسایی و دیر — ز ترسایی غرض تجرید دیدم
- بخش ۵۹ - جواب — بت اینجا مظهر عشق است و وحدت
- بخش ۵۷ - اشارت به خرابات — خراباتی شدن از خود رهایی است
- بخش ۶۳ - اشارت به بت — بت ترسا بچه نوری است باهر
- بخش ۶۴ - خاتمه — از آن گلشن گرفتم شمهای باز
- بخش ۶۲ - تمثیل در اطوار سیر و سلوک — بود محبوس طفل شیرخواره
- بخش ۶۰ - اشارت به زنار — نظر کردم بدیدم اصل هر کار